مرتضى مطهري

486

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

و قد اختلف العراقيون و الخراسانيون فىالرضا هل هو من الاحوال او من المقامات . فاهل خراسان قالوا الرضا من جملة المقامات و هو نهاية التوكل و معناه انه ( كذا ) يؤول الى انه مما يتوصل اليه العبد باكتسابه ، و اما العراقيون فانهم قالوا الرضا من جملة الاحوال و ليس ذلك كسباً للعبد بل هو نازلة تحل بالقلب كسائر الاحوال و يمكن الجمع بين اللسانين فيقال بداية الرضا مكتسبة للعبد و هى من المقامات و نهايته من جملة الاحوال و ليست بمكتسبة . . . 10 . ممكن است مطلب بالا را به صورت ديگر بيان كرد كه رضا دو نوع است : رضاى فكرى و رضاى قلبى . رضاى فكرى يعنى پسند فكرى و عقلى ، يعنى اينكه انسان به حكم عقل چيزى را بپسندد و از وجودش ( در مقابل عدم ) و از كيفيتش ( احسنيتش ) راضى باشد . در اين صورت مسأله رضا يك مسأله فلسفى است كه نظام موجود نظام احسن است ، ليس فىالامكان ابدع مما كان . براى يك نفر مؤمن به خداوند ، فقط به طور اجمال معلوم است كه در همه چيز مصلحتى هست و خير است ان شاءا لله . و اما رضاى قلبى تابع حبّ است . انسان اگر چيزى را دوست بدارد آثار آن چيز را نيز دوست مىدارد ، همچنانكه يك پدر و يا يك مادر و يك عاشق تمام آثار و حركات محبوب خود را مىپسندد : عاشقم برهمه عالم كه همه عالم از اوست . اگر سلطان محبت خداوند بر قلب استيلا يابد جز حسن و نيكويى نمىتواند ببيند ، اعتراض خود به خود موضوعاً منتفى مىشود . 11 . در مسأله رضا به قضا بايد اين مطلب را تفكيك كرد كه چه چيز از خداست و چه چيز از خدا نيست . ما بايد راضى به قضاى الهى باشيم ، نه به چيز ديگر . در اينجا در يك جهت همه اتفاق نظر دارند و آن اينكه نبايد راضى به كفر و فسق و بديها و شرور بود . حتى رضا به وضع موجود