مرتضى مطهري

35

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

آن يكى الله مىگفتى شبى تا كه شيرين گردد از ذكرش لبى گفت شيطانش خمش اى سخترو چندگويى آخر اى بسيارگو اين همه الله گفتى از عتو خود يكى الله را لبيك كو مىنيايد يك جواب از پيش تخت چند الله مىزنى با روى سخت او شكسته دل شد و بنهاد سر ديد در خواب او خَضِر را در خُضَر گفت هين از ذكر چون وامانده اى چون پشيمانى از آن كش خوانده اى گفت لبيكم نمىآيد جواب زان همى ترسم كه باشم رد باب گفت خضرش كه خدا گفت اين به من كه برو با او بگو اى ممتحن نى كه آن الله تو لبيك ماست آن نياز و درد و سوزت پيك ماست نى تو را در كار من آورده ام نه كه من مشغول ذكرت كرده ام حيله ها و چاره جويىهاى تو جذب ما بود و گشاد آن پاى تو ترس و عشق تو كمند لطف ماست زير هر يارب تو لبيكهاست جان جاهل زين دعا جز دور نيست زان كه يارب گفتنش دستور نيست بر دهان و بر لبانش قفل و بند تا ننالد با خدا وقت گزند