مرتضى مطهري
324
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
درباره اين دليل بايد گفت اگر مقصود اين است كه قدرت ثروت ربوى يك قدرت موهوم است از آن جهت كه ثروت است ، واضح است كه درست نيست و اگر مقصود اين است كه ربا سبب مىشود كه مكتسب به او بيش از توانايى واقعى خودش قدرت پيدا كند به اين معنى كه تاجر و كارخانه دار و غيره همانطور كه با سرمايه منافعى به دست مىآورد معرض ضررها نيز هست . يكى از ضررهاى ربا اين است كه بحران و ورشكست ايجاد مىكند : اگر سرمايه از خود شخص باشد يا مضاربه باشد يا قرضالحسنه باشد ، اجبار و الزامى پشت سر تاجر يا عامل يا كارخانه دار براى كار و توليد و فروش نيست ولى اگر ربا باشد كه خواه ناخواه و روز به روز بر منافع افزوده مىشود ، صاحب پول مجبور است توليد يا فروش كند . اين توليدهاى اجبارى و فروشهاى اجبارى است كه ورشكستهاى عظيم و بحرانهاى اقتصادى ايجاد مىكند . ج . و وقوع التطاول بينها و اكل بعضها بعضاً و انهضام بعضها فى بعض و فناء كل فى ما هو اقوى منه . . . اين دليل همان است كه سوسياليستها براى رد مطلق سرمايه دارى ، خواه با پول شخصى يا پول قرضالحسنه اى يا مضاربه ، گفتهاند و خلاصه اش اين است كه سرمايه بزرگتر خصوصاً در عصر ماشين هميشه سرمايه كوچكتر را هضم مىكند و مىخورد . سرمايه كوچك قادر به رقابت با سرمايه بزرگ نيست . اين دليل اگر درست باشد - و البته درست نيست - نفى مطلق سرمايه دارى مىكند نه خصوص ربا را . تشكيل سرمايه بزرگ دادن متوقف بر رباخوارى نيست . كتاب « اسلام و مشكلات اقتصادى » : 4 . در آخر كتاب اسلام و مشكلات اقتصادى رساله كوچكى از شيخ محمد ابوزهره هست . با منع ربا جلو قدرت بىچون و چرا و سيطره مطلق سرمايه گرفته مىشود : در آن كتاب به طور مشوش مطالبى ذكر شده و نظم منطقى ندارد . چيزى كه در آنجا به چشم مىخورد در فلسفه حرمت ربا اين است كه جلو قدرت و نفوذ و سيطره سرمايه