مرتضى مطهري
300
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
و اينكه سرمايه قرار بگيرد نيست . پس اولين شرط سرمايه دارى مشروع اين است كه سرمايه در حالى كه در ملك سرمايه دار است مولَّد باشد . ثروت توليد ثروت مىكند : هر سرمايه اى غير پول مىتواند مولَّد باشد ( به استثناء موارد معدودى ) يعنى مىتواند در حالى كه در ملك مالك است اثر ارزشدارى توليد كند مثل خانه و اسب و گوسفند ، ولى پول قادر نيست كه با بقاء خود در ملك مالك اثر ارزشدار توليد كند . حتى اثرى را كه مالالتجاره به وسيله نقل و انتقال توليد مىكند ، پول از آن جهت كه پول است قادر نيست . بلى احياناً پول ، خود از پول بودن خارج مىشود و كالا مىگردد و در اين صورت حساب ديگرى دارد . پول سه خاصيت بيشتر ندارد : مقياس ارزش ، واسطه مبادلات ، ذخيره . اما مقياس ارزش واقع شدن كه احتياج به استعمال ندارد . ذخيره قرار دادن هر چند نوعى انتفاع است اما اولًا ممنوع است ، يعنى اثرش شرعاً لااثر است و ثانياً قرض براى ذخيره معنا ندارد . اما واسطه مبادلات واقع شدن ايجاد ارزش علاوه نمىكند . پس به حكم اينكه سرمايه دارى مشروع مبتنى بر اين اصل ( 1 ) است كه مملوك انسان در حالى كه مملوك است ايجاد ارزش علاوه كند و پول مادامى كه به حالت پولى در ملك مالك باقى است مولَّد نيست ، سرمايه دارى با پول با حفظ بقاء پول به حالت پولى در ملك مالك نامشروع است . بلى ، به نوعى ديگر سرمايه دارى با پول مشروع است كه انسان پول را در جريان تجارت يا مضاربه يا صنعت يا فلاحت بيندازد يعنى مالكيت پول را تبديل به مالكيت اشيائى كند كه مولَّد هستند . [ اين ] سرمايه دارى صحيح است ولى ربا عبارت است از استفاده و استغلال و سرمايه دارى با پول در شكل پولى ، زيرا قرضدهنده پول تا آخر مالك پول است ولى در ذمّه قرض گيرنده . اين است مفاد استدلالى كه
--> ( 1 ) . اين اصل نقطه مقابل اصل « كار ارزش » است كه ماركسيستها به تبع مكتب كلاسيك مدعى هستند كه جز كار انسانى چيز ديگر نمىتواند ثروت توليد كند و به عبارت ديگر نمىتواند ايجاد ارزش كند . ما اين اصل را انكار كرده ، خلاف آن را ثابت كردهايم .