مرتضى مطهري

248

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

نام تنزل غرب اين فكر زمينه داشته . . . واقعيتهاى انكارناپذير و آشكارى هست كه دلالت بر وجود بحران در شيوه هاى زندگى و كار و اقتصاد و ارزشها و اخلاقيات وتمدن مغرب دارد . . . محيط زيست : جامعه امروزى و نحوه كار و زندگى اقتصادى آن ، انسان را از بسيارى از مواهب لذتبخش طبيعى جدا كرده است . نزديك بودن با طبيعت ، داشتن روابط ساده و بىتكلف با ديگران ، همبستگيهاى خانوادگى و غيره همه از جمله لذايذى است كه بشر امروز از آن محروم شده است . مهمترين بحران ناشى از نحوه رفتار و ارتباط انسان با طبيعت اين است كه سازمان توليد جديد با چنان بىپروايى به چپاول منابع طبيعت پرداخته كه به خودى خود دو مسأله اساسى پديد آورده است : يكى آلودگى محيط و ديگرى خطر پايان يافتن منابع طبيعى . . كلوپ رم : گزارش كلوپ رم : . . . درباره گزارش كلوپ رم بحثهاى زيادى درگرفت . . . ولى يكصدا همه معتقد بودند كه تكنولوژى كنونى جامعه غربى به اين صورت قابل دوام نيست . خلاصه تحولى كه در فكر غربى پيدا شده اساس آن مبتنى بر اين است كه طبيعت منبع بىپايانى نيست كه تا ابد بتوان با سير صعودى از آن بهره گرفت ( 1 ) و ( 2 ) . دانشمندان جهان كه در جلسه يونسكو شركت كرده بودند عقيده داشتند كه اگر مغرب زمين حقيقتاً نگران آينده

--> ( 1 ) . رجوع شود به كتاب جهانى از خودبيگانه ، نظريه ماكس و بر كه هدف قرار گرفتن پول مقدمه تكامل است . ( 2 ) . مسأله اسراف و اينكه چگونه جلو اسراف تمدن را مىتوان گرفت ، بسته است به انصاف انسان و ساختن انسان . اينجا اين مسأله مطرح است كه بشر بايد به نوعى در مصرف انرژى و منابع طبيعى قناعت به خرج دهد . اينجا ممكن است ماركسيستها بگويند اسراف معلول اقتصاد كنترلنشده است ، معلول مالكيت آزاد فردى است ، با مالكيت اشتراكى و توليد كنترلشده و مصرف كنترلشده مىتوان جلو اسراف را گرفت . اين مطلب البته صحيح است ولى در اين صورت انسان مانند كودكى است كه به جبر جلو آزادىاش گرفته شود و حال [ آنكه ] آنچه مطلوب است اين است كه انسان خود اعتدال را انتخاب كند .