مرتضى مطهري

233

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

ايضاً : ان الله سبحانه و تعالى جعل الذكر جلاء للقلوب تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة و تنقاد به بعد المعاندة و ما برح لله - عزت آلاؤه فىالبرهة بعد البرهة ، و فى ازمان الفترات عباد ناجاهم فى فكرهم و كلمهم فىذات عقولهم . . . قد احيا عقله و امات نفسه . . . 30 . مطلب عمده بررسى اين مطلب است كه اگر دين فطرى و غريزى است ، پس علت اين همه بىدينىها چيست ؟ چرا گروه گروه مردم مانند حيوانات بسته اى كه بندها را پاره كنند ، پاره مىكنند و « يخرجون من دين الله افواجاً » ؟ جواب اين است : از نظر بعضى از مقدسمآبان خود ما و از نظر بعضى فرنگىمآبان خود ما كه در اين يك مسأله وحدت نظر دارند علت اين است كه دين با طبيعت بشر مخالف است ، ضد طبيعت بشر است . چيزى كه هست مقدسمآبان ما مىگويند بايد هم باشد و اين خروج را با تأسف تلقى مىكنند و فرنگىمآبان مىگويند از اول نمىبايست چنين چيزى باشد و اين بند پاره كردنها را با خوشحالى تلقى مىكنند . ولى حقيقت اين است كه علت چيز ديگر است . علت ، عدم رهبرى صحيح اين غريزه است كه با ساير غرايز آن را به جنگ و ستيز و تعارض مىاندازند . گاهى او را سدى در مقابل غريزه مال و ثروت و بهبود زندگى و استفاده از مواهب خلقت قرار مىدهند و به نام زهد و ترك دنيا تبليغ مىكنند ، گاهى آن را سدى در مقابل غريزه جنسى معرفى مىكنند و به نام رهبانيت تبليغ مىكنند ، گاهى آن را سدى در مقابل علم و دانش معرفى مىكنند و دانشمندان را به نام او به آتش مىافكنند و به نام ايمان و تسليم در نقطه مقابل علم تبليغ مىكنند ، گاهى آن را به عنوان مدافع حقوق يك طبقه بالخصوص كه