مرتضى مطهري
231
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
مصنوع دين چيست ؟ آيا اثر دين اين است كه مثل ترياك مردم را بىحال و ضعيف و بىاراده كند يا آنكه نيرو و نشاط و گذشت و فداكارى مىدهد ، گرمى و روشنى مىدهد ؟ عادت مطلقاً ضعيفكننده است ، پابند است اما دين آزاد كننده است . صدر اسلام : ببينيد صدر اسلام را كه چگونه مردانى را به وجود آورد ، مردانى قوى و نيرومند كه خشت زير سر و بر تارك هفت اختر پاى . قابليت و عدم قابليت ريشه كن شدن : د . امر عادى زود منسوخ و ريشه كن مىشود ، اما امر فطرى قابل ريشه كن كردن نيست . واقعاً بايد حساب كرد و ديد با اينكه در اين عصر نه پيغمبرى است و نه مردم دنبال معجزهاند و معذلك دين تجلى دارد ، چرا ؟ آيا طبقه اى واقعاً روى مطامع هوادار ديناند ، يا هركه هوادار است روى وجدان هوادار است ؟ آيا واقعاً بقاى دين تناسبى دارد با فعاليت روحانيين جهان ؟ از قضا تأثير روحانيين ، قسمتهاى زيادى از آن در جهت مخالف است و تنفرآور است . مردم ميان كشيش و آخوند و ميان دين تفكيك مىكنند . پس چيزى جز * ( يريدون ان يطفؤوا نورا لله بافواههم و يأبى الله الَّا ان يتم نوره ) * نيست . ه . امر طبيعى ، بودنش تعادل ايجاد مىكند ( 1 ) و نبودنش خلأ و
--> ( 1 ) . الكسيس كارل در كتاب نيايش ، صفحه 17 مىگويد : اجتماعاتى كه نيايش را در خود كشتهاند معمولًا از فساد و زوال مصون نخواهند بود . اين از آن جهت است كه متمدنين بىايمان نيز همچون مردم ديندار وظيفه دارند كه به مسأله رشد همه فعاليتهاى باطنى و درونى خود كه لازمه يك موجود انسانى است دلبستگى پيدا كنند . در صفحه 20 مىگويد : نيايش را نبايد با مرفين همراه دانست ، زيرا نيايش در عين حال كه آرامش را پديد آورده است به طور كلى و صحيح در فعاليتهاى مغزى انسان نوعى شكفتگى و انبساط باطنى و گاهى قهرمانى و دلاورى تحريك مىكند . در صفحه 24 مىگويد : احساس عرفانى در رديف قدرت مكاشفه ، احساس اخلاقى ، احساس جمال و نور عقل به شخصيت بشرى شكفتگى و انبساط پرمعنى مىدهد . شك نيست كه توفيق در زندگى به رشد كامل هريك از فعاليتهاى فيزيولوژيكى ، عقلى ، روانى و معنوى ما بستگى دارد . روح نيمش ازعقل است و نيم ديگرش از احساس . اينها مؤيد خوبى است براى نظريه ما . ضمناً بايد توجه داشت كه روح دين نماز و مناجات و دعا به معنى واقعى است . حالت مذهبى چنين حالتى است . بنابراين آنچه درباره آثار دين و ايمان گفته مىشود همه آثارى است كه بر نماز و مناجات و دعا مترتب مىشود ، نه صرف يك انتساب و حتى يك اعتقاد . پس دين به معنى احساس و دين به معنى اعتقاد و دين به معنى يك حالت عملى احساسى سه چيزند و نبايد مورد غفلت واقع شود .