مرتضى مطهري

222

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

كتاب راز آفرينش انسان و امثال اينها . خود اينشتاين كه بزرگترين فيزيكدان و رياضيدان اين قرن بود ، الهى بود . بعلاوه علماى مادى و منكر دين نيز در اينجا وحدت نظر ندارند . در صفحه 212 - 215 گفتيم كه در حدود پانزده نظر از طرف آنها ابراز شده و اينها خود مىرساند كه هركه هرچه گفته حدس و تخمينى بيش نبوده است . اينها قول فرويد را دليل مىآورند در صورتى كه يونگ ، شاگرد مبرّز فرويد ، براى غريزه دينى اصالت قائل است . 15 . در ورقه هايى كه گفتار ويليام جيمز نقل شد ، از گفته او معلوم شد كه آزمايشها نشان مىدهد كه در تجليات دينى ، هم جذب است و هم شادمانى و يك نوع شكفتگى روح است . 16 . مطلب خوب است از اينجا شروع شود : آيا دين ريشه آسمانى دارد يا همه ريشه هايش زمينى است ؟ ريشه آسمانى دين يكى به اين معنى است كه آيا واقعاً دين از آسمان آمده براى بشر يا نه ؟ يعنى آيا كتب آسمانى وحى است واقعاً ؟ ديگر به اين معنى است كه آياپذيرش بشر دين را ، جنبه آسمانى دارد ؟ يعنى يك پيوند و علاقه آسمانى سبب پذيرش است يا نه ؟ به عبارت ديگر ، آيا دين از جهان ديگر كه ما فوق و حاكم بر اين جهان است بر پيغمبران وحى شده و پيغمبران به مردم ابلاغ كرده‌اند يا نه ؟ در صورت منفى ، خواه آنكه پيغمبران را در كار خود - العياذ با لله - مشتبه و به خود اشتباه شده بدانيم و يا بگوييم - العياذ با لله - به خود عمداً بسته‌اند ، و در صورت عمد هم خواه آنكه بگوييم قصد اصلاح و نيت خير داشته‌اند و يا قصد انتفاع شخصى . اين بحث همان بحث وحى و نبوت است . يكى ديگر از جنبه انسان است ، يعنى آيا بشر از لحاظ اينكه دين را پذيرفته و قبول كرده است ، استعداد خاصى و غريزه و ميل خاصى و يا يك علاقه آسمانى كه او را با دنياى ديگر پيوند دهد در او بوده براى پذيرش دين و مذهب يا همچو استعداد و غريزه اى ذاتى و اصيل و همچو علاقه اى آسمانى در بشر نيست ؟ البته اگر قبول كنيم كه استعدادى فطرى در كار هست ، ديگر قبول اينكه كار پيغمبران هيچ