مرتضى مطهري
207
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
اصيل است ( 1 ) ، نظير تمايل ومحبت و علاقه اى كه افراد هر ملتى در اثر تلقين و تكرار از اول كودكى نسبت به افراد خاصى ازقهرمانان خصوصاً قهرمانان مذهبى پيدا مىكنند و تعصبى در آنها به وجود مىآيد و برايشان غير ممكن مىشود رهايى از آن علاقه خاص ، نظير علاقه اى كه موسوىها به حضرت موسى و عيسوىها به حضرت عيسى و زردشتىها به زردشت و مسلمانان به حضرت رسول و ائمه پيدا مىكنند . اين علاقه و محبت هست بدون آنكه بتوان گفت در طينت و سرشت بشر علاقه به شخص خاص وجود دارد ( مگر اينكه گفته شود علاقه به يك مظهر در طينت هركسى هست و اين علاقه مولود علاقه فطرى دينى است و ريشه اين تعصب هم همان علاقه فطرى دينى است . ) يا علاقه اى كه اهل هر ملتى به عادياتى كه دارند پيدا مىكنند ، نظير علاقه زنان چادرى به چادر و علاقه بىچادرها به بىچادرى . چيزى كه كار روانشناسى را در اين جهت دشوار مىكند وجود علاقه هاى مصنوعى و بدلى و ماركهاى تقلبى است يعنى يك سلسله علايق در بشر به وجود مىآيد كه جزء سرشت و ساختمان و طينت بشر نيست ، بلكه در اثر تلقين و تكرار و عوامل محيط پيدا شده ( 2 ) و آنقدر رنگ و شكل متاع اصلى و فابريكى را به خود گرفته كه هم بر خود شخص و هم بر محقق روانشناس مشتبه مىشود كه شايد واقعاً اصلى و فابريكى است . در حيوانات و تحقيق غرايز آنها اين گونه اشكالات پيش نمىآيد ، زيرا عوامل اجتماعى كمتر در تكوين تمايلات آنها تأثير
--> ( 1 ) . جمادات و نباتات هم مثل انسان و حيوانند در اين جهت كه يك صفت اكتسابى پيدا مىكنند ، اما اينكه يك نيروى اكتسابى در اثر عادت و تكرار پيدا شود مخصوص انسان و حيوان است خصوصاً انسان . ( 2 ) . و به عبارت ديگر به واسطه بعضى علل روانى يا اجتماعى در ميان افراد بشر پيدا شده باشد و بعد در جريان تاريخ ، طبقات از يكديگر گرفته باشند بدون آنكه علت اصلى را بدانند و بلكه خيال كنند ريشه غير تاريخى دارد .