مرتضى مطهري

157

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

مىشود به نظريه هاى ديگر فردى و اجتماعى . 4 . فلسفه و دين . آيا فلسفه مبناى دين است يا دين است كه منشأ الهامات فلسفى مىشود ؟ 5 . دين از نظر ويليام جيمز دو قسمت است : حس درونى ، و مظاهرى و سازمانى كه از طرف پيغمبران بر آن بنا شده است ، همانطورى كه در اصطلاح اسلامى نيز به هر دو معنى اطلاق شده و به معناى اول است كه جمع ندارد . 6 . در دين ، هم جذب است و هم شادمانى . 7 . در دين خاصيت تصفيه وجود دارد ، تصفيه از كدورتها و فراموشاندن بديها ، نظير حسن انتخاب زنبور عسل ، برعكس كسانى كه گرفتار يك رنجها و كينه هاى درونى هستند و زباله جو و زباله نشين و زباله كش مىباشند و خاصيت مگس را دارند . مثلًا در عرفا ، هم حرف خوب هست و هم حرف زشت ولى بعضىها انبارى هستند از شطحيات آنها و اصلًا از حكمتهاى آنها چيزى در چنته ندارند . تصفيه در دين نظير غربال لاشعورى است در روانشناسى ، و دين يك دستگاه بيرونى است . 8 . در اشخاص بىدين غم و اندوه ريشه مىدواند ، ناله هاى آنها مانند ناله هاى خوك زير تيغ و يا دندان غروچه هاى دردناك يك مصروع و يا جيرجيرهاى موشى است كه در حال جاندادن است ، بر خلاف آن كه درپرتو دين حالتى پيدا مىكند از تحمل كه مىگويد : زير شمشير غمش رقصكنان بايد رفت . در كتاب احاديث عايشه ، صفحه 67 ، مىگويد : وليد بن عقبه ، جندب بن كعب را در كوفه به زندان انداخت به جرم اينكه شعبده بازى را كشته بود و زندانبان حاضر شد به خاطر نجات اين مرد صالح ، خود را به كشتن بدهد . 9 . به عقيده جيمز در دين يك نوع وقار و سنگينى است ، نه در هنگام سرور جلفىها هست و نه در هنگام مصيبت جزعها و بىتابىها . آيه زهد و دستورهاى وقار در خنده و گريه ، مثل حضرت زينب . مثال به اينكه اهل دين ماشينهايى هستند كه ظرفيت آنها پر