مرتضى مطهري

146

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اى برادر بر تو حكمت عاريه است همچو در دست نخاسى جاريه است . تغيير ظاهر و داستان شغال : نظير تغييرى است كه شغال در داستان معروف مثنوى پس از افتادن در خم رنگ در پوست خود ديد و خيال كرد كه ديگر شغال نيست ، طاووس شده است ، و فرياد كرد : اى شغالان هين مخوانيدم شغال كى شغالى را بود چندين جمال نه تنها وسايل و لباسهاى قيمتى و مركوبهاى قيمتى هويت آدمى را عوض نمىكند ، اطلاعات و معلومات نيز عوض نمىكند ( 1 ) . پس چه چيز قلب ماهيت مىكند و انسان را تغيير مىدهد ، يا در جهت كمال و يا در جهت نقص ؟ تغيير پيدا كردن طرز تفكر است يعنى اينكه سيستم فكر ، مدل انديشه عوض شود يعنى اينكه معيارها و مقياسها و ارزشها در نظرش عوض شود و به عبارت ديگر جهتيابى خاص است ( 2 ) ، اشيائى كه سابقاً قيمت كم داشته‌اند پرقيمت و اشيائى كه قيمت زياد داشته‌اند كم قيمت بشوند . يك وقت انسان براى اينكه جلو پايش ديگران بلند شوند يا نشوند يا [ براى ] عصبيت قومى و ملى و وطنى و يا مال و ثروت و يا پست و مقام ارزش

--> ( 1 ) . و اگر فرضاً دانشمندى همه معلومات خود را فراموش كند ، آيا هويتش عوض شده ؟ نه ، مثل وحيد بهبهانى كه آخر كار معلومات خود را فراموش كرد . به طور كلى اين مسأله بايد مطرح شود كه آيا انسان آن چيزى است كه مىداند و يا آن چيزى است كه مىخواهد ؟ و چه رابطه اى است ميان آن چيزى كه مىداند و آن چيزهايى كه مىخواهد و به آنها علاقه و دلبستگى دارد ؟ آيا علاقه ها و دلبستگيهايش تابع دانستنيهايش هست و يا از نظر كلى مطلوبها و معشوقها به علم و اطلاع كارى ندارد علم و اطلاع فقط محبوب و معشوق را در اختيار قرار مىدهد ، نه اينكه آن را براى انسان محبوب و معشوق مىكند و يا انتخاب مىكند ؟ حقيقت اين است كه جوهر انسان آن چيزى است كه مىخواهد ، نه آن چيزى كه مىداند و مقصود مولوى : اى برادر تو همه انديشه اى . . . مقصود [ از ] انديشه اين است كه بخواهى گل باشى يا خار ، نه صرف تصور گل يا خار * ( ( من احب شيئاً حشره الله معه ) . ) * شاعر ديگر مىگويد : گر در طلب گوهر كانى كانى ور درپى جستجوى جانى ، جانى من فاش كنم حقيقت مطلب را هر چيز كه در جستن آنى ، آنى ( 2 ) . رجوع شود به ورقه هاى نظر دانشمندان درباره دين .