مرتضى مطهري
132
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
يادداشت دين و مسئوليت 1 . تلازم ميان دين و مسئوليت ، و اينكه دين براى مسئولسازى انسان است و فلسفه بعثت پيغمبران اين است كه بشر را متوجه مسئوليتهايش بكنند و دين نيامده كه به بشر تأمين بدهد و از او رفع مسئوليت نمايد ، بلكه برعكس آمده است كه مقام مسئول او را به خودش ارائه دهد . دين منهاى مسئوليت ، دين منهاى دين است . 2 . هر چيزى آفتى دارد و آفت دين يا آفت بزرگ دين اين است كه به نام آن ، تعليماتى رسوخ كند كه نتيجه اش رفع مسئوليت است ، مثل آنچه مسيحيان درباره فادى بودن مسيح گفتند كه فدا شد براى اينكه جرم امت را به گردن بگيرد و از آنها نفى مسئوليت كند ، يا آنچه عوام مىگويند نماز همه را مولى خواند . 3 . مسئوليت فرع بر چند چيز است : آگاهى ، آزادى ، توانايى ( شرايط عامه تكليف ) . ناآگاه ( به شرط آنكه ناآگاهىاش تقصير نباشد ) و همچنين ناآزاد و مجبور ( 1 ) [ مسئول نيست . ] و همچنين ناتوان نيز مسئول نيست ، آن هم ما دو نوع ناتوانى داريم : ناتوانى به قصور و ناتوانى به تقصير . ناتوانى به تقصير سلب مسئوليت نمىكند . برخى قدرتها به اصطلاح اصوليون قدرتهاى تفويتشده است مثل كسى كه آب دارد ، در بيابان مىريزد تا تكليفش ساقط شود . به اين اشخاص مىگويند : الامتناع بالاختيار لاينافى الاختيار و اللامقدورية بالتقصير لاينافى المقدورية . مىگويند برخى قدرتها شرط وجوب و شرط تكليف است ولى برخى قدرتها شرط وجود است و لازم است ايجاد شود . 4 . بحثى در اطراف عوامل اجتماعى ميان مسلمين كه در آنها
--> ( 1 ) . عليهذا فلسفه هاى جبرگرا نافى مسئوليتاند . رسوخ افكار جبرگرايى به شكل ديگر احساس مسئوليت را از انسان سلب مىكند ، همانطور كه مسخ تعليمات دين چنين است . در ميان مسلمين ، هم آن و هم اين رسوخ پيدا كرد ، بلكه اولى يعنى ناآگاهى نيز رسوخ كرد ولى در آن ناآگاهى ، مسلمين خود مقصر و مسئول بودند ، يعنى مسئول ناآگاهى خود بودند .