مرتضى مطهري
116
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
فلك به ساغر من ريخت زهر محنت و رنج جهان به گردنم آويخت طوق خواريها نيازمند چو ديدند آن گروه مرا گذاشتند و گذشتند چون فراريها سر از تكبر و نخوت بر آسمان ساييد همان كه بودش دعوى خاكساريها به سر رسيد مرا عمر در كشاكش دهر به لب رسيد مرا جان ز بردباريها ز پا فتادم و در بحر فتنه افتادم اسير پنجه امواج نابكاريها به يادم آمد پند پدر كه گفت مدار به جز خداى ز مردم اميدواريها به جان خويش پذيرفتم اين سخن لكن پس از تحمل بسيار ناگواريها تو اى نهال برومند ، بپذير آن را عزيزدار و گرامى چو يادگاريها كه روزگار به ناچار بر تو آموزد به گونه گون غم و اندوه و دلفكاريها شرايط و آداب دوستيها تذكرة المتقين مرحوم آقا شيخ محمد بهارى ، صفحه 28 . . . شرايط : عقل ، حسن خلق ، تقوا ، اهل بدعت نبودن ، حريص بر دنيا نبودن ( ولو دنياى حلال ) هارون ( 1 ) گفت : رفيق سه نحو است : بعضى در حكم غذايند و هميشه مورد احتياج و بعضى مانند دوا و گاهى مورد احتياج و بعضى مانند مرضند كه هيچ وقت مورد احتياج نيست اما گاهى انسان به آنها
--> ( 1 ) . [ در كتاب تذكرة المتقين كلام مذكور از قول مأمون نقل شده . ]