مرتضى مطهري

35

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

نقد صوفى نه همه صافى بىغش باشد اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد صوفى گلى بچين و مرقّع به خار بخش اين زهد خشك را به مىخوشگوار بخش طامات و زرق در ره آهنگ چنگ نه تسبيح و طيلسان به مىو ميگسار بخش نه به هفت آب كه رنگش به صد آتش نرود آنچه با خرقه صوفى مىانگورى كرد تا به آن حد كه : صوفى نهاد دام و سر حقه باز كرد بنياد مكر با فلك حقه باز كرد بازى چرخ بشكندش بيضه در كلاه زيرا كه عرض شعبده با اهل راز كرد بالاتر : صوفى شهر بين كه چون لقمه وقف مىخورد پاردمش دراز باد اين حيوان خوش علف بوى يكرنگى از اين قوم نمىآيد خيز دلق آلوده صوفى به مىناب بشوى صوفى بيا كه شد قدح باده پر ز مى طامات تا به چند و خرافات تا به كى آخرين حكم قطعى : در ميخانه را بگشا كه هيچ از خانقه نگشود گرت باور بودور نه سخن اين بود و ما گفتيم رجوع شود به باب 309 فتوحات راجع به ملامتيه .