مرتضى مطهري
164
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
احتياج به مجدد و محيى دارد ، كهنه مىشود و بايد نو كرد ، رو به مردن مىرود و بايد احياء كرد . البته اين كهنگى يكى از اين جهت است كه جنبه هاى زائد بر آن اضافه مىشود و از صفا و سادگى خود خارج مىشود و ديگر اينكه دين [ را ] به حسب تغيير زمان بايد با هر زمانى منطبق كرد و بسيارى از چيزها كه در دين پيدا مىشود و بايد آن را از بين برد ممكن است در زمان خودش حق و لازم و مفيد بوده و عيب كار در اين است كه بعديها آن چيزها [ را ] ثابت و سنت و براى همهء زمانها فرض كردهاند . اينكه ما اين قسمت را جزء آثار دينى نياورديم به اين جهت بود كه باور نداريم همچو حديثى واقعاً وجود داشته باشد ، زيرا اولًا تاكنون در كتب معتبر حديث ( 1 ) ديده نشده و ثانياً بعيد نيست كه اين را در قرنهاى سوم و چهارم يا بعدتر متملقين و شخصيت سازها درست كردهاند و ثالثاً در تطبيق اينها تكلف است ، به چه دليل مثلًا ميرزاى شيرازى مجدد باشد و شيخ مرتضى انصارى مجدد نباشد ، و رابعاً اينها بين دو چيز نتوانستهاند فرق بگذارند و آن اهميت و احترام و زنده شدن خود دين و اهميت و احترام شخصيتهاى دينى [ است ] . رجوع شود به دفتر . . . شمارهء . . . و بعلاوه همين توجه به شخصيتها سبب شده كه بدعتهايى در دين پيدا شود و حتى بگويند كه در هر هزار سال يك نفر ظهور خواهد كرد براى ترويج دين . مو آن بحرم كه در ظرف آمدستم چه نقطه بر سر حرف آمدستم به هر الفى الف قدى برآيد الف قدم كه در الف آمدستم خود باباطاهر در الف هجرى نبوده على الظاهر و به هر حال همين شعر بىدليل و مدرك وسيله و ابزار كار يك عده گمراهان بهايى شده است . 3 . منسوب به نظامى است و از نظامى نيست :
--> ( 1 ) . رجوع شود به ورقه هاى جداگانه تحت همين عنوان « احياء فكر دينى » ، ورقهء 3 و 4 .