اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

77

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

و نه اوائل . سپس عقبة بن عمرو ايستاد و گفت : كه راست روزى مانند روز عقبه و بيعتى چون بيعت رضوان ؟ و پيشوايى هدايتكننده تر [ كه ] از بيداد او ترسى نيست و دانائى كه بيم نادانيش نمىرود . على عمال عثمان را از شهرها برداشت مگر ابو موسى اشعرى كه اشتر راجع به او با على سخن گفت ، پس او را سركارش گذاشت . قثم بن عباس را والى مكه ساخت و عبيد الله بن عباس را والى يمن و قيس بن سعد بن عباده را والى مصر و عثمان بن حنيف را والى بصره . و طلحه و زبير نزد وى آمدند و گفتند : پس از پيامبر خدا بر ما جفا شد اكنون ما را در كار خود شريك گردان . گفت : انتما شريكاى فى القوة و الاستقامة عوناى على العجز و الأود ، « شما در نيرومندى و راستى دو شريك منيد و بر ناتوانى و گرانبارى دو ياور من . » و بعضى روايت كرده‌اند كه فرماندارى يمن را به طلحه و از يمامه و بحرين را به زبير داد ليكن چون حكم ايشان را بايشان داد به دو گفتند : از اين صله رحم جزاى خير بينى . گفت : و انتما وصلتكما بولاية امور - المسلمين ، « زمامدارى بر مسلمانان را با صله رحم چه كار ! » و حكم را از آن دو پس گرفت پس از اين كار برآشفتند و گفتند : ( ديگران را ) بر ما برگزيدى . گفت : اگر حرص شما آشكار نمىگشت مرا درباره شما عقيده اى بود . و بعضى روايت كردند كه مغيرة ابن شعبه به او گفت : اى امير مؤمنان ، طلحه را به يمن و زبير را به بحرين فرست و حكم فرماندارى شام را براى معاويه بنويس و هر گاه كارها برايت رو به راه شد هر چه درباره ايشان خواستى بكن . پس على در اين موضوع به او پاسخى داد [ 1 ] و مغيره گفت : به خدا سوگند پيش از اين او را نصيحت نكرده‌ام و بعد از اين هم نصيحت نخواهم كرد . عايشه در مكه بود و پيش از كشته شدن عثمان رفته بود پس چون حج خود را

--> [ 1 ] ل ، پ ص 209 : و هو كلام الله ، و ما كنت متخذ المضلين عضدا . س 18 ى 49 .