اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

65

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

قصاص آماده‌ام ، پس همان كارى كه با تو انجام شده است با من انجام ده . گفت : من آن كس نيستم كه در قصاص را بر خلفا بگشايم . گفت : اين مقررى تو است ، آن را بگير . گفت : آنگاه كه بدان نيازمند بودم آن را از من دريغ داشتى و اكنون كه از آن بىنيازم آن را به من مىبخشى ؟ نيازى بدان ندارم . پس عثمان بازگشت و ابن مسعود بر عثمان خشمناك بود تا وفات كرد و عمار بن ياسر بر او نماز خواند و [ عثمان ] در مدينه نبود ، پس مرگ او را پوشيده داشتند و چون [ عثمان ] باز آمد قبر را ديد و گفت : اين قبر از كيست ؟ گفته شد : قبر عبد الله بن مسعود . گفت : چگونه پيش از اطلاع من دفن شده است ؟ گفتند : عمار بن ياسر به كار او رسيد و گفت كه خود وصيت كرده است كه به عثمان اطلاع داده نشود . چيزى نگذشت كه مقداد هم وفات كرد و عمار بر او نماز خواند ، چه خود به عمار وصيت كرده بود و عثمان را اطلاع ندادند . پس خشم عثمان بر عمار بالا گرفت و گفت : واى من بر پسر زن سياه ، راستى كه او را نيك مىشناختم . عثمان خبر يافت كه ابو ذر در نشيمن پيامبر خدا مىنشيند و مردم پيرامون او فراهم مىشوند و احاديثى ميگويد كه باعث قدح عثمان است و نيز در در مسجد ايستاده و گفته است : اى مردم كسى كه مرا شناخته ، شناخته است و كسى كه مرا نشناخته باشد ، منم ابو ذر غفارى ، منم جندب بن جناده ربذى [ 1 ] ، ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم [ و آل عمران ] على العالمين . ذرية بعضها من بعض و الله سميع عليم [ 2 ] ، « همانا خدا برگزيده است آدم و نوح و خاندان ابراهيم [ و خاندان عمران ] را بر جهانيان . نسلى كه از يك ديگر پديد آمده‌اند و خدا شنوا و دانا است . » محمد برگزيده از نوح است و آل ابراهيم [ 3 ] و سلاله اسماعيل ، و خاندان

--> [ 1 ] نسخه اصل ، بدرى [ 2 ] س 3 ى 33 - 34 [ 3 ] فالأول من ابراهيم در نسخه هاى ل . ن ، ب غلط است .