اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
61
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
در نظر دارند بر او بتازند ، پس شمشير در ميان ايشان گذاشت تا آنان را از ميان برد و سپس نزد عثمان بازآمد و چون عثمان او را ديد بيمش داد ، پس خشمناك از پيش او برگشت و عثمان او را بكشتن اهل مرو توبيخ كرده بود . عبد الله بن عامر به بصره بازآمد و سپس به كرمان رفت و آنجا بماند و آنان را گرسنگى سختى رسيد تا آنجا كه يك قرص نان به يك دينار بود . سپس او را خبر آمد كه عثمان محاصره شده ، پس بازآمد و قيس بن هيثم بن صلت را در خراسان بجاى گذاشت و قيس طخارستان را گشود . عثمان ، حبيب بن مسلمه فهرى را به ارمنستان فرستاد و سپس سلمان بن ربيعه باهلى را بكمك او گسيل داشت پس چون بر او وارد شد ميان ايشان ناسازى پديد آمد و عثمان كشته شد و هنوز ناسازى آنان ادامه داشت و حبيب بن مسلمه بخشى از ارمنستان را گشوده بود [ 1 ] . عثمان فرماندارى ارمنستان را براى سلمان نوشت [ 2 ] و او رهسپار شد تا به بيلقان آمد و مردم آن بسوى او بيرون آمدند و با او صلح كردند و پيش رفت تا به برذعه رسيد و مردم آنجا نيز بر چيزى معين با او صلح كردند ، و بقولى حبيب بن مسلمه جرزان [ 3 ] را گشود . سپس سلمان تا شروان پيش رفت و شاه آن با او صلح نمود ، سپس رهسپار شد تا به زمين مسقط [ 4 ] رسيد و مردم آن با او صلح كردند و شاه لكز [ 5 ] و مردم شابران [ 6 ] و مردم فيلان [ 7 ] نيز چنان كردند و خاقان پادشاه خزر با لشكرش و مردمى بسيار در پشت نهر بلنجر با او نبرد داد و خود و همراهانش
--> [ 1 ] فتوح البلدان ص 200 . [ 2 ] ل ، ص 194 . [ 3 ] ناحيه اى در ارمنستان كه قصبه آن تفليس است ( مراصد الاطلاع ) . [ 4 ] روستايى در ساحل درياى خزر نزديك دربند ، صنفى نيرومند از مسلمانان ميان دربند و لكز ( مراصد الاطلاع ) . [ 5 ] شهر كوچكى پشت دربند . [ 6 ] شهرى بفاصله سه روز راه تا شروان . [ 7 ] شهرى و ولاتى نزديك دربند كه شاه آن را فيلانشاه مىگفتهاند ( مراصد ) .