اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

51

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

را بسوى ايشان داخل مىكرد و مىگفت : شتاب كنيد ، شتاب كنيد ، كه وقت نزديك شد و مدت بانجام رسيد . عمر در پهلوى ابو بكر به خاك سپرده شد و شش فرزند ذكور بجاى گذاشت : عبد الله ، عبيد الله ، عبد الرحمن ، عاصم ، زيد و ابو عبيد الله . و فرزندش عبيد الله دست يافت و ابو لؤلؤه و دخترش و زنش را كشت و هرمزان را نيز غافل گير كرد و كشت و خود عبيد الله مىگفت كه او را دنبال كرد و چون هرمزان احساس شمشير كرد گفت : اشهد ان لا إله الا الله و ان محمدا رسول الله . و بعضى روايت كرده‌اند كه عمر وصيت كرد كه عبيد الله بجاى هرمزان كشته شود و عثمان خواست چنان كند و پيش از آنكه زمامدار شود از همه مردم بر عبيد الله سختتر بود تا آنجا كه موى او را كشيد و گفت : اى دشمن خدا مردى مسلمان و كودكى خردسال و زنى بىگناه را كشتى ! خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم . پس چون بزمامدارى رسيد او را به عمرو بن عاص بازگردانيد و بعضى از عبد الله بن عمر روايت كرده‌اند كه گفت : خدا حفصه را بيامرزد كه او عبيد الله را بر كشتن ايشان دلير ساخت [ 1 ] . شمايل عمر بن خطاب [ 2 ] عمر بلند قامت ، پيش سر بىموى ، كژچشم و سخت گندمگون بود ، با هر دو دست كار مىكرد ، ريش خود را رنگ زرد مىبست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مىداد . فقيهان زمان او كه دانش از آنان گرفته مىشد عبارت بودند از على بن ابى طالب ، عبد الله بن مسعود . ابى بن كعب ، معاذ بن جبل ، زيد بن ثابت ، ابو موسى

--> [ 1 ] ر . ك . اسد الغابه ج 3 ص 342 . دلائل الصدق ج 3 ص 183 - 187 . [ 2 ] ل ، ص 185