اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
536
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
گريه و شيونشان بسيار شد ، پس نعش ( امام ) را به خانه اش بازگرداندند و در همانجا دفن شد ، سن آن حضرت چهل سال بود و دو پسر بجاى گذاشت : حسن و جعفر . معتز با بغا بىمهرى گرفت و صالح و بابكباك را برگزيد و مشاغل ( اداره ) كمكها را در مصر در عهده وى قرار داد و بابكباك از طرف خود احمد بن طولون را سرپرست آنها ساخت و احمد بن طولون در ماه رمضان سال 254 وارد فسطاط شد و معتز خبر يافت كه بغا تصميم دارد بر وى بتازد پس بفكر كشتن وى افتاد و چون بغا از تدبير معتز خبر يافت بناحيه موصل گريخت و چنان تصور مىكرد كه بيشتر تركان و جز آنان بوى خواهند پيوست ليكن احدى به او نپيوست و در كشتى كوچكى بازمىگشت كه مامورين پادگان او را گرفتند و چون خبر وى به معتز نوشته شد دستور داد كه او را گردن زنند ، پس در سال 254 گردن وى زده شد و خانه اش به غارت رفت و پسرش فارس به مغرب تبعيد گرديد و چون معتز از شورش تركان ترسيد ، هر كه را از هاشميان از خليفه زادگان و جز آنان در سامره بود ، به بغداد فرستاد تا تركان كسى از ايشان را نربايند . احمد بن طولون و احمد بن مدبر كه عامل خراج مصر بود با هم در افتادند و شقير خادم معروف به « ابو صحبه » سرپرست ( اداره ) بريد و املاكى از املاك نواحى و آنچه فرش و لباس براى خليفه ساخته مىشد ، كه دبيقى شقيرى منسوب به او است ، ميان آن دو را بهم زد و هر يك از آن دو درباره ديگرى گزارشى نوشت . پس بابكباك كه بر كار خليفه چيره بود بكمك حسن بن مخلد بن جراح و ابو نوح عيسى بن ابراهيم بن نوح ، احمد بن طولون را يارى كردند و ( خليفه ) فرمان عزل ابن مدبر و بر سر كار آمدن مردى از اهل مصر بنام محمد بن هلال را نوشت و محمد امر خراج را بدست گرفت و ابن طولون ، ابن مدبر را دستگير كرد و در بند نمود و جبه پشمى بر وى پوشانيد و در آفتاب نگهش داشت و سه ماه بر اين حال ماند . چون كار يعقوب بن ليث صفار بالا گرفت رهسپار فارس شد و على بن حسين بن