اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

519

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

كرد و بعضشان ويرا اجابت كردند و بقراط بن اشوط با امان نزد وى آمد و او را نزد متوكل فرستاد و . . . پس بنوان بن النف با وى جنگيد و او را كشت و ارمنستان را تباهى گرفت ، پس متوكل بغاى كبير را فرستاد و چون تا ارزن رسيد ، موسى بن زراره ياغى بدليس [ 1 ] با امان نزد وى آمد و بغا او را در بند كرد و نزد متوكل فرستاد و سپس به جايى رفت كه آن را باق مىگفتند و اشوط بن حمزه را كه آنجا بود محاصره كرد و سپس او را امان داد و به سامره فرستاد تا بر باب العامه گردن زده و بدار آويخته شد . و به اسحاق بن اسماعيل ياغى تفليس نوشت كه نزد وى آيد و او در پاسخ نوشت كه دست از اطاعت [ خليفه ] برنداشته است پس اگر خواستار اموال است تا او را به دادن اموال كمك نمايد و اگر بمردانى نياز دارد تا آنان را نزد وى فرستد ، اما آمدن خودش امكانپذير نيست . پس بغا بسوى وى پيش رفت و با او جنگيد و بر او ظفر يافت و او را گردن زد و سرش را نزد خليفه فرستاد و آنگاه بر سر صناريه تاخت و با آنان جنگيد ، اما صناريه او را شكست دادند و هزيمت كردند و هزيمت يافته از ايشان بازگشت و هر كس را امان داده بود تعقيب كرد و آنان را دستگير نمود و جماعتى از آنها گريختند و با پادشاه روم و اميران خزر و صقالبه مكاتبه كردند و با خلقى عظيم فراهم آمدند و گزارش آن را به متوكل نوشت تا محمد بن خالد بن يزيد بن مزيد شيبانى را بحكومت ارمنستان برانگيخت و چون او رسيد ، شورشيان آرام شدند و از نو بانها امان داد . در سال 240 مردم حمص شورش نمودند و عامل خود را كه ابو البعيث موسى بن ابراهيم بود بيرون كردند و او بسوى حماة رفت ، پس متوكل عتاب بن عتاب و محمد بن عبدويه بن جبله را فرستاد و محمد را حاكم شهر قرار داد و او مردم را آرام ساخت و چندين ماه در ديارشان اقامت گزيد ، سپس شورشى بپاكردند و عليه

--> [ 1 ] بكسر : شهرى است خوش نزديك خلاط .