اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
508
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
عبد الله را حكومت داد ، عبد الله بن طاهر خراسان را چنان منظم و رام و آرام كرده بود كه هيچكس چنان توفيقى نيافته بود و همه بلاد ( خراسان ) بفرمان وى در آمده و بىاختلاف حكم او را گردن نهادند . طوايف قيس در راه حجاز دست بتبهكارى زدند و رهزنى كردند تا آنكه مردم از حج بازماندند و مردى از سليم بنام عزيزه خفافى برگزيدند و بر وى بخلافت سلام دادند ، پس واثق بغاى كبير را در سال 230 فرستاد و بوى دستور داد كه با هر كه از اعراب بيابد نبرد كند ، بغا پيش از موسم حج به راه افتاد و قيس از هر ناحيه اى فراهم آمدند و بيشترشان بنى سليم بودند و رئيسشان عزيزه بود ، بغا با آنان روبرو شد و با وى بنبرد ايستادند ، پس خلقى عظيم از آنان كشت و آنها را بر درخت آويخت و بسيارى از آنان را اسير گرفت و در سراى يزيد بن معاويه در مدينه زندانى كرد ، اما نقب زدند و بر مردم مدينه تاختند ، پس اهل مدينه بر آنها حمله بردند و بيشترشان را كشتند و بقيه را بغا ، غل كرده فرستاد ، و اسحاق بن ابراهيم در آن سال حج را برگزار كرد . واثق بر ابراهيم بن رباح خشم گرفت و اين ابراهيم در ايام حكومت واثق بمنزلتى كه نزد وى داشت ( بر ديگران ) مقدم بود و واثق ديوان ضياع را بدست وى سپرد ، پس به لهو ( و لعب ) سرگرم شد و كار خود را به نجاح بن سلمه منشى خود و يمان بن . . . نصرانى واگذار كرد و آن دو هم براى خاطر مردم از مالهاى بسيارى صرف نظر كردند ، و بدگويان وى نزد واثق بسيار شدند و دستور داد كه مستغلات و دارايى او را ضبط كنند و كار او را هم به عمر بن فرج رخجى واگذار كرد . اشناس تركى والى نواحى جزيره و شامات و مصر و مغرب ، و تدبير كار بدست احمد بن خصيب منشى وى بود ، و به واثق خبر دادند كه احمد مالهاى بسيارى فراهم ساخته است پس بر وى خشم گرفت و مالهاى او و مالهاى برادرش ابراهيم را گرفت و هم آن دو و هم مادرشان شكنجه شدند .