اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
504
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
و پيامى نداده جز آنكه ابو الحارث وكيل من ، مرا خبر داد كه چون بر او وارد شده ، با وى نيكى كرده و گراميش داشته است . پس افشين بزندان باز گردانيده شد و مازيار را آنقدر زدند كه مرد . و نخستين جهت حبس افشين آن بود كه منكجور فرعانى خالوى فرزندان افشين و جانشين او در آذربايجان ، در همانجا ياغى شد و اصحاب بابك را نزد خويش فراهم ساخت و رهسپار ورثان گشت و محمد بن عبيد الله ورثانى و جماعتى از هواخواهان سلطان را كشت ، پس معتصم به افشين گفت : منكجور را احضار كن . افشين ابو الساج معروف به ديوداد را با سپاهى عظيم نزد وى فرستاد و سپس معتصم خبر يافت كه منكجور بدستور افشين ياغى شده و ابو الساج را تنها به منظور كمك نزد وى فرستاده است ، پس محمد بن حماد را برياست ( اداره ) بريد فرستاد و بغاى تركى را گسيل داشت تا با منكجور جنگيد و چون در نبرد با وى پافشارى كرد منكجور از در زارى خواستار امان شد و بغا وى را امان داده به سامره آورد و پيش از آن افشين در سال 226 زندانى شده بود ، سپس در حبس بدرود زندگى گفت و در سامره نزد باب العامه ساعتى از روز برهنه بدار زده شد و آنگاه او را فرود آورده باتش سوزانيدند . كار خلافت معتصم بيشتر بدست احمد بن [ ابى ] دؤاد ايادى قاضى القضاة و فضل بن مروان منشى بود ، سپس بر فضل خشم گرفت و او را تبعيد كرد و دارايى او را گرفت و محمد بن عبد الملك زيات در وى نفوذ يافت . رياست پليس معتصم را اسحاق بن ابراهيم داشت ، و فرمانده نگهبانان او عجيف بن عنبسه و سپس افشين و پس از او اسحاق بن يحيى بن معاذ بود و جماعتى از تركان از جمله : وصيف و سيما دمشقى و سيما شرابى و محمد بن حماد بن [ ديفس ] براى وى حاجبى كردند . معتصم روز پنجشنبه يازده شب مانده از ماه ربيع الأول سال 227 بدرود