اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
502
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
مىفرستم . معتصم روز سه شنبه 13 روز مانده از ماه رمضان سال 223 عموريه را فتح كرد و هر كه را در آن بود كشت و اسير گرفت و ياطس خالوى پادشاه روم را دستگير كرد و بهر شهرى از شهرهاى آنان عبور كرد آن را ويران ساخت و آتش زد و سپس بازگشت و چون به اذنه رسيد ، عباس بن مامون را بزندان انداخت ، چه از نافرمانى و ناسازى و فراهم آمدن فرماندهانى نزد وى خبر يافته بود ، و بر صد و شانزده هزار دينار او دست يافت و دستور داد [ كه ] بر سپاهيان بخش گردد و امر شوند كه او را لعنت كنند ، پس احصائيه آنان بهشتاد هزار رسيد و دو دينار دو دينار بانها پرداخته شد و معتصم كمبود آن را از خود پرداخت و عباس را در بند به افشين سپرد تا وى را تبعيد كند ، پس چون به حمد رأس رسيد درگذشت و بقولى افشين در روزى بسيار گرم خوراك پرنمكى به او خورانيد و آب را از وى دريغ داشت ، پس بسوى منبج حمل گرديد و آنجا دفن شد . معتصم بر عجيف بن عنبسه كه سبب نافرمانى عباس شده بود ، خشم گرفت و او را در ( بند ) آهن سنگينى ، در حالى كه در دهانش نمدهايى بود كه بر آن دوخته شده بود و غل عظيمى بگردنش نهاده بود ، از اذنه سوار كرد و چون به جايى بنام باعيناثا در يك منزلى نصيبين رسيد ، مرد و همانجا دفن شد و پسرش صالح بن عجيف درخواست كرد كه به او نسبت داده نشود و او را صالح معتصمى بخوانند ، و پدرش را لعنت كرد و از وى بيزارى جست . مازيار محمد بن قارن بن بنداد هرمز اسپهبد طبرستان پس از آنكه پدرش مرد و مملكت طبرستان بدست عمويش افتاد نزد مامون آمد ، و مامون او را بر دو شهر از شهرهاى طبرستان حكومت داد و بعمويش نوشت تا آن دو را بوى تسليم كند ، مازيار رهسپار شد و چون خبر بعمويش رسيد ، او را بخشم آورد و