اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
42
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
نرسى دهگان بابل [ 1 ] و جفينه عبادى در دو هزار دو هزار ، و گفت : گروهى بزرگوارند و دوست داشتم كه ديگران را بوسيله ايشان دلجويى كنم . عمر در واپسين سالهاى خود گفت : من بانچه مىكردم و برخى را بر ديگران برترى مىدادم در مقام دلجويى مردم بودم و اگر امسال زنده بمانم مردم را برابر خواهم نهاد و چنان كه پيامبر خدا و ابو بكر كردند سرخى را بر سياهى و عربى را بر عجمى برترى نخواهم داد . و در اين سال استانها را معين كرد و گفت استانها هفت است ، پس مدينه استانى است و شام استانى و جزيره استانى و كوفه استانى و بصره استانى [ . . . ] [ 2 ] و سپاهان را ترتيب داد ، پس فلسطين را سپاهى و جزيره را سپاهى و موصل را سپاهى و قنسرين را سپاهى گردانيد ، و در اين سال عمرو بن عاص اسكندريه و ديگر بلاد مصر را گشود و چهارده هزار هزار دينار از خراج سرانه آنها از قرار هر نفرى يك دينار ، و خراج غلات ايشان از هر صد اردبى [ 3 ] دو اردب ، فراهم آورد و كارمندان هرقل را بيرون كرد ، و هرقل پادشاه روم بمرد و آن بر سستى و زبونى ايشان افزود ، و چون عمرو بن عاص اسكندريه را گشود ، معاوية بن حديج كندى را نزد عمر بن خطاب فرستاد . پس معاويه به دو گفت : نامه اى با من بنويس . گفت : با بودن تو چه نيازى به نامه دارم ؟ آنچه ديده اى به دو بازگوى و پيام مرا بوى برسان . پس چون نزد عمر رسيد و پيشامد را به دو گزارش داد به سجده افتاد . عمر به عمرو بن عاص نوشت كه خوار و بارى به اندازه كفايت عموم مسلمانان از راه دريا به مدينه حمل كند تا آن را به بندر جار [ 4 ] برساند پس خوار و بارى به قلزم حمل كرد ، سپس
--> [ 1 ] فتوح ، و خطرنيه ، و براى رفيل دهگان عال ( استان عال عبارت است از طسوجهاى انبار ، و بادوريا و قطربل و مسكن ، چون در بالاهاى سواد است - مراصد الاطلاع ) . [ 2 ] و مصر و موصل ( تاريخ الخلفا 137 ) . [ 3 ] اردب بكسر همزه و سكون راء و فتح دال و تشديد ب ، پيمانه اى است به اندازه 24 صاع كه هر صاعى چهار مد است . [ 4 ] شهرى در ساحل درياى قلزم كه ميان آن و مدينه روزى و شبى ، و تا ايله در حدود ده منزل ، و تا بندر جحفه در حدود سه منزل راه است ( مراصد الاطلاع ) .