اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
479
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
مغرور شود ، خود را رهگذر بلاى روزگار گرداند و خدا تو را برتر از هر باگذشتى قرار داده ، همچنانكه هر گنهكارى را فروتر از من نهاده است ، پس اگر درگذرى از فضل تو است و اگر عقوبت كنى حق تو . مامون با خط خود در نامه وى نوشت : قدرت ( بر انتقام ) خشم را مىبرد و پشيمانى توبه است ، و عفو خدا در ميان آن دو است ، و آن از همان چيزها است كه بيشتر خواستار آنيم . آنگاه آزادش كرد و او را بخشيد و گفت : من با همه اصحاب خود حتى با برادرم ابو اسحاق و پسرم عباس درباره تو مشورت كردم و همه شان نظر دادند كه تو را بكشم اما خود بجز آنكه از تو درگذرم تن ندادم . پس گفت : يا اين است كه تو را در بزرگداشت خلافت و تدبير سلطنت نصيحت كردهاند ، كه ( خوب ) كردهاند ، ليكن تو نخواستى از راهى كه تو را بدان دعوت كردند ، نصرت خدا را بدست آورى . و مامون با همه اصحابش درباره وى مشورت كرده بود و همگى پيشنهاد كشتن او را داده بودند ، و بانان گفته بود : اگر او را بكشم پيرو پادشاهان پيش از خود خواهم شد در آنچه با دشمنان و مخالفان خود كردهاند ، و اگر از وى درگذرم بتنهايى امتى خواهم بود . ابن عايشه : ابراهيم بن محمد بن عبد الوهاب بن ابراهيم بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس با جماعتى همراهان خود از جمله مالك بن شاهى نفرى از مردم سواد ، و محمد بن ابراهيم افريقائى ياغى شدند و ديوانها پرداختند و اسامى مردان را ( در آنها ) ثبت كردند و عاملان برگزيدند ، پس مامون بر وى ظفر يافت و او را در زندان زير زمينى حبس كرد . ابراهيم بن عايشه زندانيان را با خود همراه ساخت تا آنكه وادارشان كرد كه شورش كردند و غوغا به راه انداختند و نصرانى شدند و زنارها بكمرشان بستند و صليبها به گردن خود انداختند ، و محمد بن عمران عامل بريد خبرشان را گزارش داد ، پس مامون شبانه سوار شد و بزندان رفت و گزارش را درست يافت و جماعتى از فرماندهان خود را احضار كرد و ابراهيم را خواست و او را گردن زد و همراهان وى يعنى افريقى و فرج