اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
475
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
كند . و او را نزد مامون فرستاد . طاهر بن حسين در رقه سرگرم جنگ با نصر بن شبث بود كه سپاه بر او شورش كرد و طاهر به بغداد آمد و بجاى خود يحيى بن معاذ را حكومت داد و يحيى در رقه اقامت داشت تا درگذشت . مامون رياست پليس را به طاهر داد و او يك سال بر سر كار ماند و سپس خستگى ماندن در دربار و اشتياق خود را به بيرون رفتن از بغداد نزد احمد بن ابى خالد احول منشى مامون اظهار كرد ، و ميان آن دو دوستى و رفاقت بود و سه ميليون درهم براى وى ( جايزه ) قرار داد . پس احمد بن ابى خالد حيله اى به كار برد بدين ترتيب كه از قول غسان بن عباد عامل خراسان نامه اى به مامون نوشت كه در آن نوشته بود : مرا از خراسان معاف دار . مامون گفت : به خدا قسم در كشور جز خراسان را نمىشناسم و نمىدانم كه اين نادان را چه چيز باستعفا وادار كرده است ، جز آنكه راستى خود را براى خراسان لايق ندانسته باشد . پس احمد بن ابى خالد به او گفت : حكومت خراسان را به طاهر واگذار . پس در اول سال 206 بجاى غسان بن عباد ، طاهر بن حسين را بر خراسان حكومت داد و هماندم حمزه خارجى در خراسان خروج كرده بود ، پس طاهر لشكرى پس از لشكرى بر سر وى فرستاد و سپس حمزه مرد و پس از وى پسرش ابراهيم بن ( حمزه ) [ 1 ] تميمى بپاخاست و در ايام طاهر همچنان بود . غسان بن عباد از خراسان ( به بغداد ) آمد و مامون يك ماه [ 2 ] او را بار نداد و سپس كه حسن بن سهل درباره وى چيزى نوشت او را پذيرفت ، پس گفت : اى امير المؤمنين ، خدا مرا فدايت قرار دهد ، گناه من چيست ؟ گفت : همين كه از حكومت خراسان استعفا مىدهى با آنكه تمام كشور همان خراسان است [ . . . ]
--> [ 1 ] در كتاب مقروء نيست . [ 2 ] ن : چند ماه .