اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
463
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
حمله برد و عصبيتى پيش آمد و اندلسيها بر فضل بن عبد الله برادر مطلب بن عبد الله هجوم بردند و رئيس پليس او را كشتند و سنگر گرفتند و با مردم اسكندريه جنگيدند تا آنان را از خانه هاشان آواره ساختند و ديار و اموال ( شان ) را تصرف كردند و مردى را بنام ابو عبد الله صوفى كه خونها را مىريخت و مسلمانان را مىكشت بر خود سرورى دادند ، سپس او را عزل كردند و مردى را معروف به « كنانى » برياست خويش بر گزيدند و بنى مدلج و لخم را از شهر آواره ساختند و تمام شهر بدست ايشان افتاد ، و در برقه مسلم بن نصر اعور انبارى ( مستولى ) بود . پس چون مامون حسن بن سهل را بحكومت عراق برگزيد ، حسن جانشين خود ذو العلمين على بن ابى سعيد را فرستاد و مامون به طاهر بن حسين نوشت كه رهسپار جزيره شود و با نصر بن شبث بجنگد ، پس چون ذو العلمين به عراق رسيد بر طاهر دشوار آمد و گفت : امير المؤمنين درباره من انصاف نداد . و سپس رهسپار جزيره شد و با نصر جنگيد و حسن بن سهل به عراق آمد و در نهروان فرود آمد و هرثمه بسوى ابو السرايا پيش رفت و در دهم جمادى الآخره سال 199 در ناحيه كوفه بر خورد كردند و ميان آنان جنگهايى روى داد ، پس هرثمه بازگشت و [ زهير بن مسيب ضبى بجنگ ابو السرايا ] شتافت [ و از وى شكست خورد و بقصر ابن هبيره بازگشت و آنگاه حسن بن سهل ، عبدوس بن محمد بن ابى خالد را بر سر وى فرستاد ] با سپاهى عظيم ، پس در جايى بنام « جامع » در ميان بغداد و كوفه 12 شب مانده از رجب همين سال با ابو السرايا روبرو شد و ابو السرايا او را كشت و برادرش هارون [ ابن محمد ] ابن ابى خالد و جماعتى از همراهان وى را اسير گرفت و خبر به زهير رسيد پس از قصر ابن هبيره به بغداد بازگشت و هرثمه ديگر بار با لشكرهايى عظيم بجنگ بازآمد و با ابو السرايا روبرو شد و پيوسته در كار بود تا به كوفه رسيد و با وى نبردى سخت كرد چنان كه عموم ياران ابو السرايا را كشت و هرثمه به كوفه در آمد و ابو السرايا شكستخورده بيرون رفت تا به واسط رسيد و سپس به اهواز رفت ،