اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

40

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

راجع بتاكستان گفتند كه [ در ] نزديكى مصر خوشه اى از آن به درهمى فروخته مىشود . پس قضيه را به عمر بن خطاب گزارش داد و عمر به او نوشت كه به اندازه دو جا از اين بردارد و بر آن بنهد . و عمر از اهل هر صنعتى به قيمت آنچه بايد مىپرداختند از صنعت خودشان جزيه را مىگرفت و على نيز چنين مىكرد . عمر به ابو موسى نوشت كه همان خراجى را كه عثمان بن حنيف بر زمين كوفه نهاده است ، او نيز بر اهل بصره بنهد و به عثمان بن حنيف نوشت كه بخششهاى اهل مدينه را بسوى ايشان بفرست ، چه اينان شركاى آنانند . پس از بيست ميليون تا سى ميليون مىفرستاد و عمر دفترها را ترتيب داد و بخشش را در سال 20 مقرر داشت و گفت : مالها فراوان شده است . پس [ به او ] پيشنهاد شد كه دفترى ترتيب دهد [ 1 ] . پس عقيل بن ابى طالب و مخرمة بن نوفل و جبير بن مطعم بن نوفل بن عبد مناف را فراخواند و گفت : مردم را به ترتيب مراتب ايشان بنويسيد و از بنى عبد مناف آغاز كنيد . پس نخستين كس على بن ابى طالب را نوشت در پنج هزار [ 2 ] ، و حسن بن على را در سه هزار ، و حسين بن على را در سه هزار ، و بقولى به عباس بن عبد المطلب آغاز كرد در سه هزار ، و هر كه از انصار در بدر حاضر بوده است در چهار هزار ، و براى اهل مكه از بزرگان قريش مانند ابو سفيان بن حرب و معاوية بن ابى - سفيان در پنج هزار ، و سپس آنان از قريش كه در بدر نبوده‌اند به ترتيب مراتب ايشان ، و براى امهات مؤمنين ( زنان پيامبر ) شش هزار شش هزار ، و براى عايشه و [ ام ] حبيبه و حفصه در دوازده هزار ، و براى صفيه و جويريه در پنج هزار پنج هزار ، و براى خودش در چهار هزار ، و براى پسرش عبد الله بن عمر در پنج هزار ، و در مردم مكه آنان كه هجرت نكرده‌اند در ششصد و هفتصد ، و براى مردم يمن

--> [ 1 ] ر . ك . فتوح البلدان ص 435 - 447 . [ 2 ] پنج هزار درهم در سال ، و همچنين در بقيه . ر . ك . فتوح البلدان ص 437 .