اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
38
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
وى بانجام رسانيد و از پارسيان بسيارى كشته شدند و يزدگرد همراه كسانى كه با او مانده بودند گريخت و به اصفهان رفت ، سپس رهسپار ناحيه اى گرديد و حاكم طبرستان نزد وى آمد و محفوظ بودن شهرهاى خود را به دو گزارش داد ليكن خسرو پيشنهاد وى را نپذيرفت و رهسپار مرو گرديد [ 1 ] و هزار افسر از افسرانش و هزار قهرمان و هزار نوازنده بهمراه داشت . پس با نيزك طرخان مكاتبه كرد و چون با گرزى بر او حمله برد [ 2 ] رو بگريز نهاد تا باسيابى درآمد و او را دريافتند و در آسيا بكشتند . پس افسران او به بلخ و نوازندگانش به هرات و قهرمانانش به مرو افتادند [ 3 ] . و لشكريان پارس پراكنده شدند و خداى پادشاهى آنان را ببرد و جمعشان را پراكنده ساخت . پس سعد به كوفه بازگشت و جاى مسجد و كاخ فرماندارى آن را برگزيد ، آنگاه اشعث جبانه كنده [ 4 ] را نشاندار ساخت و كنديان پيرامون او زمين گرفتند و يزيد بن عبد الله ناحيه بيابان را برگزيد و بجيله [ 5 ] در پيرامون او جاى گرفتند .
--> [ 1 ] طبرى ج 3 ص 244 . [ 2 ] هنگامى كه خسرو بحدود مرو رسيد ماهويه مرزبان مرو با تعظيم و تكريم از او استقبال كرد و نيزك طرخان بر او درآمد و مورد نوازش خسرو قرار گرفت و يك ماه نزد او بماند و سپس رفت و نامه اى بخسرو نوشت و دخترش را خواستگارى كرد ، يزدجرد بر او خشم گرفت و گفت به او بنويسيد كه تو بنده اى از بندگان منى پس چه چيز تو را براى خواستگارى دخترم گستاخ كرده است . ر . ك . فتوح البلدان ص 312 . [ 3 ] ايران قديم ص 201 ، آخرين پادشاه ساسانى بعد از شكست نهاوند از رى به اصفهان و از آنجا به كرمان و بعد به بلخ و مرو رفت ، پس از آن سفيرى به چين فرستاده از فغفور كمك طلبيد ، دولت چين بواسطه دور بودن از ايران خواهش او را نپذيرفت ، بعد يزدگرد با خاقان تركها مذاكره كرد در ابتدا او راضى شد به يزدگرد كمك كند ولى بعد بواسطه نارضامندى از رفتار او امتناع ورزيد ، پس از آن يزدگرد از سوء نيت ماهوى مرزبان مرو نسبت به خود مطلع شده فرار كرد و در نزديكى مرو به آسيابانى ( كه فردوسى او را خسرو ناميده ) پناه برد تا شب را در آنجا بگذارند و او يزدگرد را بطمع لباس فاخر و جواهرش كشت . بروايتى او را در پارس دفن كردند . [ 4 ] جبانه بفتح و تشديد بمعنى بيابان و گورستان و چند محله در كوفه است ، از جمله : جبانه كنده ، جبانه سبيع ، جبانه ميمون ، جبانه عرزم ، جبانه سالم و جز اينها كه همه در كوفه است ( مراصد الاطلاع ) . [ 5 ] ل ، ب : بجله .