اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
425
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
خلعش كند يا با وى بجنگد يا بر جان و خونش يا حرمش يا مالش يا سلطنت يا حكومتش دست يابد ، همانطور كه از خود و جان و خون و مو و پوست و حرم و سلطنت خود دفاع مىكنم ، او را يارى دهم و حفظ كنم و از وى دفاع نمايم و لشكرها را بكمك وى گسيل دارم و عليه هر كه او را برنج اندازد و با وى مخالفت كند ، ياريش دهم و تا زندهام پيوسته در دفاع از يك ديگر همداستان باشيم و دست از يارى او بازندارم و او را وانگذارم و رها نكنم و اگر مرگ هارون فرارسد و من و عبد الله يا يكى از ما دو نفر در حضور امير المؤمنين باشيم يا هر دومان غايب بوديم ، چه با هم باشيم و چه از هم جدا ، و عبد الله بن هارون در خراسان بر سر كار حكومت خود نباشد ، عبد الله پسر امير المؤمنين هارون را بر من حقى است كه او را به خراسان فرستم و حكومت آنجا و همه توابع و استانها ( و لشكرها ) ى آن را بوى واگذارم و حكومت او را بتعويق نيندازم و او را نزد خود و نه در هيچ ناحيه اى جز خراسان نگاه ندارم و در فرستادن او به حكومت بر خراسان و [ بر ] همه توابع آن چنان كه در كار خود مستقل و همه كار آن نواحى بوى واگذار باشد ، شتاب ورزم و نيز آن كسانى را كه [ امير ] المؤمنين همراه وى ساخته است از فرماندهان و سپاهيان و ملازمان و منشيان و غلامان و خدمتگزاران وى و هر كه از هر صنف مردم همراه وى باشد ، همه را با مالها و خانواده هاشان همراه وى سازم و كسى از ايشان را از همراهى وى بازندارم و احدى را در هيچ قسمتى از حكومت شريك وى نگردانم و نه امينى و نه منشى و خزينه دارى نزد وى نفرستم و در كم و بيش جلوگير او نشوم و امير المؤمنين هارون و عبد الله بن هارون را بر آنچه براى آن دو ملتزم شدم ، يعنى همه آنچه نام بردم و در اين ( عهد ) نامه نوشتم عهد و ميثاق خداست و ضمانت امير المؤمنين و ضمانت خودم [ و ضمانت پدرانم ] و ضمانت مؤمنين ، و سختترين عهدها و پيمانها و سوگندهاى مؤكد كه خدا بر پيامبران و فرستادگان و همه مردم گرفته ، و وفاى بانها را واجب ساخته