اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
336
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
كارها حلال ساخته است . آنگاه به ابو جعفر نوشت كه او را گردن بزن چه غدر و بىوفايى كرده و عهدها را شكسته و در اين باب نامه هاى فراوان نوشته است . ابو مسلم نيز از خراسان نامه اى نوشت و ابو جعفر را بر كشتن وى تحريص و ترغيب نمود و به وى گزارش داد كه تا او زنده است ، وضع آرام نمىشود و او شايستگى زنده ماندن ندارد . ابو جعفر بن حسن بن قحطبه طائى گفت : امير المؤمنين دستور كشتن اين مرد را داده است و تو خود آن را به انجام رسان . حسن گفت : اگر من او را بكشم ، ميان قبيله من و قبيله او تعصب و دشمنى پديد آيد و كسانى كه از آنان و اينان در سپاه تواند ، سر به اختلاف و نافرمانى برآرند ، ليكن مردى از مصر را بكشتن وى مامور كن . پس خازم بن خزيمه تميمى را بر سر وى فرستاد و او با جماعتى نزد وى رفت و هنگامى رسيد كه در واسط در صحن كاخ نشسته بود و چون آنان را ديد ، گفت : قسم به خدا كه از قيافه اينان بىوفايى هويداست . و چون نزديك وى رسيدند ، پسرش داود به روى آنان ايستاد ولى با شمشير بعضى از ايشان از پا درآمد و بر يزيد تاختند و او را با شمشير زدند تا جان سپرد ، سپس فرماندهان و همراهانش را تعقيب كردند و تا نفر آخر همه را كشتند . شريك بن شيخ مهرى در بخارا خروج كرد و گفت : ما با آل محمد بيعت نكردهايم [ كه ] خونها را بريزيم و به غير حق عمل كنيم . پس ابو مسلم ، زياد بن صالح خزاعى را بر سر وى فرستاد تا با او نبرد كرد و او را كشت . ابو محمد سفيانى : يزيد [ بن ] عبد الله بن يزيد بن معاوية بن ابى سفيان با آنچه به دست داشت خروج كرد ، و محمد بن مسلمة بن عبد الملك در حران خروج كرد و موسى بن كعب را كه عامل ابو جعفر بود ، محاصره كرد و خود ابو جعفر در آن موقع عامل جزيره بود ، و شهر ( حران ) را با منجنيق هدف ساخت و دروازه هاى آن را آتش زد و اين پيشامد در سال 133 روى داد . سپس محمد بن مسلمه از كشته شدن ابو محمد سفيانى و ابو الورد بن كوثر بن زفر اطلاع يافت و از محاصره