اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
27
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
چه كار ؟ و گفته مىشود كه ما در يزدجرد زنى حجامتگر بوده است [ 1 ] . سپس فرستادگانى [ در ] پى ايشان فرستاد ليكن بر آنان دست نيافتند . پس ترس خسرو و پارسيان از ايشان به سختى رسيد و رستم را فرمود تا بسوى ايشان رهسپار گردد . رستم اين كار را خوش نداشت ليكن خسرو آن همه اصرار ورزيد كه با نخواستن رو به راه نهاد و چون به نجف رسيد نزد سعد فرستاد كه كسانى را از خود نزد من فرستيد تا با آنان سخن گويم . پس سعد ، مغيرة بن شعبه و بشر [ 2 ] بن ابى رهم و عرفجة بن هرثمه و حذيفة بن محصن و ربعى بن عامر و قرفة بن زاهر [ 3 ] و مذعور بن عدى [ 4 ] و مضارب ابن يزيد [ 5 ] و شعبة [ 6 ] بن مره را كه از خردمندان عرب بودند نزد وى فرستاد . پس يكى پس از ديگرى بر او در آمدند و هر يك از آنان همان سخن را مىگفت كه ديگرى گفته بود ، و او را با سلام و يا جزيه دادن دعوت مىنمودند و چنان دريافتند كه خود خواستار اسلام آوردن است و از همراهان خويش بيم دارد و هر گاه بيكى از ايشان پيشنهادى مىكند روى مساعد نشان نمىدهد . سپس رستم دست به كار آماده ساختن لشكر شد و بر تختى از زر نشست و جاى صفهاى خويش را استوار ساخت و لشكريان خود را منظم نمود و بمرگ يقين كرد ، و او خود ستاره شناس بود . پس به برادرش نوشت : « بنام خداى مهربان از سپهبد رستم به برادرش ، و سپس ، همانا من مشترى را در نشيب و زهره را در فراز ديدم و اين واپسين وصيت من به تو است و روزگار پيوسته درود بر تو باد . » سعد بن ابى وقاص براى مسلمانان سخنرانى كرد و آنان را در كار جهاد تشويق نمود و از وعده نصرت و پيروزى دين كه خداى به پيمبرش داده است
--> 1 ر . ك . ج 1 ص 215 . [ 2 ] طبرى ج 3 ص 33 ، بسر . [ 3 ] ط ، ج 3 ص 33 ، تيمى وائلى . [ 4 ] ط ، عجلى . [ 5 ] ط ، عجلى . [ 6 ] ط ، معبد بن مرة .