اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
322
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
نباتة بن حنظله كلابى و عامر بن ضباره مرى روبرو مىشوم و آن دو را شكست مىدهم و لشكر آن دو را تاراج مىكنم و جنگيانشان را مىكشم و شما را به اين پيشامدها پيش از آنكه پيش آيد ، خبر دادم و راستى آنچه را به شما گفته بودم ديديد ، و همان امام مرا خبر داده است كه از فرات نمىگذرم و شما از آن عبور مىكنيد و يك نفر سپاهى جز من ناپديد نمىشود ، و او به خدا قسم در گفتار خويش دروغ نگفته است . پس هر گاه مرا از دست داديد ، امير مردم حميد بن قحطبه است و اگر نبود ، حسن بن قحطبه [ 1 ] - و درود و رحمت و بركات خدا بر كسى باد كه هدايت را پيروى كند . هنگام سحر بود كه از فرات عبور كردند و موقع طغيان و فزونى آب بود و چون بامداد فردا شد ، قحطبه را نيافتند و از وى خبرى به دست نياوردند . ( برخى ) گفتند : غرق شده است و ( برخى ) گفتند : كناره سيلگاهى بر او فروريخته است و ( ديگران ) گفتند : اسبش او را بدرون ( آب ) برده است . ابو مسلم به او نوشته بود [ . . . ] از كوفه كه من منزلها براى تو فراهم ساختهام . پس قحطبه به او نوشت : اى وزير اگر من تو را ديدار كنم ، در آن صورت هنوز بنى اميه را بقايى است . پس از غرق شدن قحطبه ، پسر هبيره هزيمت يافت و چون خبر به مروان رسيد ، گفت : اين به خدا قسم ، بختبرگشتگى است ، و گر نه كه شنيده است مرده اى زنده اى را شكست دهد ؟ حميد بن قحطبه ، رهسپار شد تا چهار شب پس از ناپديد شدن قحطبه به كوفه در آمد ، و پيش از آن محمد بن عبد الله [ 2 ] قسرى ، كوفه را براى بنى هاشم گرفته و دعوت ايشان را علنى كرده و هر كه را از بنى اميه و يارانش در كوفه بوده ، پراكنده ساخته و ( شعار ) سياه را آشكار كرده بود .
--> [ 1 ] ل ، ص 412 . ن ، افتاده دارد . [ 2 ] كامل ج 4 ص 321 ، محمد بن خالد بن عبد الله قسرى .