اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

285

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

حكم بن عوانه كلبى را حكومت دهد ، و حكم هنگامى رسيد كه همه بلاد هند از دست رفته بود ، مگر مردم قصه [ 1 ] ، و آنان گفتند : براى ما حصنى بساز كه مسلمين بدان پناه مىبرده باشند ، پس شهرى را بنا كرد و آن را محفوظه [ 2 ] ناميد و پس از جنگى سخت دشمنان استيلا يافته را جلا كرد و آن بلاد امن و آرام گشت . عمرو ابن محمد بن قاسم ثقفى و جماعتى از وجوه مردم همراه حكم بودند و در آن سرزمين اقامت گزيد تا خالد عزل شد و يوسف [ بن ] عمر ثقفى والى ( خراسان ) گرديد . هشام در سال 107 مسلمة بن عبد الملك را والى ارمنستان و آذربايجان كرد و او سعيد بن عمرو حرشى را بفرماندهى مقدمه اش گسيل داشت ، پس با لشكرى از خزر كه ده هزار از اسيران مسلمانان همراه داشتند ، روبرو شد و با آنان جنگيد و شكستشان داد و عمومشان را كشت و اسيران را از ايشان پس گرفت و چندين بار چنين كرد و پسر خاقان را كشت و چندين شهر را گشود و سر پسر خاقان را بدون مشورت مسلمه نزد هشام فرستاد و بدين جهت هشام بر وى خشم گرفت و نامه اى ملامتآميز به دو نوشت و او را عزل كرد و عبد الملك بن مسلم عقيلى را بجاى وى نهاد و به او دستور داد تا سعيد بن عمرو حرشى را در بند كرده و در شهرى بنام قبله [ 3 ] زندانى كند و مسلمه خود رسيد و حرشى را احضار كرد و با او درشتى نمود و پرچمش را درهم شكست و او را بزندان برذعه [ 4 ] فرستاد . هشام نامه اى به مسلمه نوشت و او را بر اين كار ملامت كرد و از طرف خود كسانى فرستاد تا سعيد بن عمرو حرشى را از زندان درآوردند و نزد وى بردند . مسلمه در بلاد خزر پيش رفت [ 5 ] تا بجرزان [ 6 ] رسيد و آن را فتح كرد و مردمش را

--> [ 1 ] شهرى در هند ( مراصد ) . [ 2 ] فتوح ص 430 . [ 3 ] شهرى قديمى نزديك دربند از نواحى ارمنستان ( مراصد ) . [ 4 ] شهرى در بالاى آذربايجان ( مراصد ) . [ 5 ] فتوح ، ص 209 ، و مسلمه با مردم خيزان صلح كرد و دستور داد تا قلعه آن را خراب كردند . [ 6 ] نام عمومى ناحيه ارمنستان ك قصبه آن تفليس است ( مراصد ) .