اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

22

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

واقدى روايت كرده است كه خالد بن وليد با آنان صلح كرد و براى اسقف صلحنامه اى نوشت و بانان امان داد ، پس ابو عبيده نيز آن را امضا كرد . در اين سال ، عمر قيام ماه رمضان را معمول ساخت [ 1 ] و فرمان آن را بشهرها نوشت و ابى بن كعب و تميم دارى را فرمود تا با مردم نماز بخوانند . پس به او گفته شد كه پيامبر خدا اين كار را نكرد و ابو بكر نيز آن را انجام نداد . گفت : اگر بدعت هم باشد چه نيكو بدعتى است . ابو عبيده ، عمرو بن عاص را بسوى اردن و فلسطين گسيل داشت . پس مردم آنجا لشكرهايى فراهم ساختند تا عمرو و همراهانش را برانند ، ليكن ابو عبيده شرحبيل بن حسنه را نزد عمرو فرستاد و خود بسوى لشكر روم روى نهاد و اردن به زور گشوده شد بجز طبريه كه مردمش بر نيمى از خانه ها و كليساهاى خود با او صلح كردند و متصدى اين كار شرحبيل بن حسنه بود . روميان هنگامى كه از رسيدن ابو عبيده آگاه شدند [ بسوى ] فحل منتقل شدند و ابو عبيده مسلمانان را آماده ساخت و بر ميمنه خود معاذ بن جبل ، و بر ميسره اش هاشم بن عتبه ، و بر پيادگان سعد بن زيد ، و بر سواران خالد بن وليد را فرماندهى داد و لشكريان روم روىآور شدند و نخستين كسى كه با ايشان روبرو شد خالد بود . خداى روميان را درهم شكست و خواستار صلح شدند تا جزيه بپردازند . پس ابو عبيده پيشنهاد ايشان را پذيرفت و بازگشت و عمرو بن عاص را بر بقيه اردن جانشين گذاشت و خالد را بفرماندهى مقدمه اش بسوى بعلبك و زمين بقاع [ 2 ] فرستاد و

--> [ 1 ] مراد به جماعت خواندن نافله شبهاى ماه رمضان يعنى صلاة تراويح است كه از بدعتهاى عمر بشمار آمده و سيوطى هم در تاريخ الخلفا ( ص 136 ) آن را از اوليات عمر شمرده است . ر . ك كامل التواريخ ج 2 ص 340 ، صحيح بخارى ج 1 ص 218 . [ 2 ] بقاع جمع بقعه ، جايى است نزديك دمشق كه بان « بقاع كلب » گفته مىشود و آن زمينى است وسيع ميان بعلبك و حمص و دمشق كه در آن قريه هاى بسيار و آبهاى فراوانى است ، و قبر الياس ع در همين بقاع است ( مراصد الاطلاع ) .