اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

281

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

كشورت باشد . گفت : چگونه از يزيد در امان باشم ؟ گفتم در عهده من . گفت : هر چه خواهى انجام ده كه سپاس آن را براى تو خواهم داشت . پس نزد يزيد باز آمدم و گفتم : اى امير مؤمنان ، من ( هشام را ) مردى پرمقاومت يافتم ، و تو را به خدا قسم مىدهم كه مبادا ميان خودتان دشمنى و كينه افكنيد و براى مردم راهى به بدگويى و نافرمانى خود باز كنيد ، بهتر همان كه وليد را پس از برادرت وليعهد قرار دهى . يزيد بگفته من اعتماد كرد و همان را به كار بست . هشام هم پيوسته اين خدمت را از خالد سپاسگزار بود تا آنكه بخلافت رسيد و او را والى عراق كرد . غالب بر يزيد ، سعيد بن خالد بن عمرو بن عثمان بن عفان بود ، و رئيس پليس او ، كعب بن حامد عبسى ، و رئيس نگهبانان وى ، يزيد بن ابى كبشه سكسكى [ 1 ] و حاجب او غلامش خالد . حكومت يزيد چهار سال بود و چهار روز مانده از شعبان سال 105 در سى و هفت سالگى درگذشت . وليد بن يزيد بر وى نماز گزارد و در بلقاى دمشق دفن شد و ده پسر بجاى گذاشت [ و آنان ] : وليد ، يحيى ، محمد ، غمر ، سليمان ، عبد الجبار ، داود ، ابو سليمان ، عوام و هاشم . در حكومت او در سالهاى 101 ، و 102 ، و 103 عبد الرحمان بن ضحاك بن قيس با مردم حج گزارد ، و در سال 104 ، عبد الواحد بن عبد الله بن بشر نضرى . در حكومت او در سال 102 ، عبد الوليد بن هشام [ 2 ] به سرزمين روميان لشكر كشيد و بر مخاضه [ 3 ] نزد انطاكيه فرود آمد ، و عمر بن هبيره در ارمنستان چهارم [ 4 ] با روميان نبرد كرد و آنان را شكست داد و از ايشان هفتصد اسير گرفت [ 5 ] . در سال 103 ، عباس بن وليد

--> [ 1 ] قاموس : سكاسك : طايفه اى است در يمن كه جدشان : قيل سكسك بن اشرس و يا هم سكاسك بن وائله است ، يا اين غلط و درست همان اول است و در نسبت : سكسكى ، گفته شود . [ 2 ] ن ، ب : وليد بن هشام . [ 3 ] قاموس : مخاض بر وزن سحاب : نهرى است نزديك معره . [ 4 ] ر . ك . مراصد الاطلاع و فتوح البلدان ص 197 . [ 5 ] تاريخ طبرى ج 5 ص 358 .