اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

265

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

فيقول [ 1 ] : ليقم جيران الله . فيقوم ناس من الناس و هم الأقل ، فيقال لهم : بما [ 2 ] جاورتم الله فى داره ؟ فيقولون : كنا نتجالس فى الله ، و نتذاكر فى الله ، و نتزاور فى الله . فيقولون : ادخلوا الجنة فنعم اجر العاملين . « آنگاه كه روز رستاخيز شود ، منادىاى فرياد كند : اهل نيكى بپاخيزند . پس گروهى از مردم بايستند و بانان گفته شود : بدون حساب رهسپار بهشت گرديد . آنگاه فرشتگان بايشان برمىخورند و مىگويند : نيكى شما چيست ؟ مىگويند : چنان بوديم كه هر گاه با ما بنادانى رفتار مىشد ، بردبارى مىكرديم ، و هر گاه بر ما ستم مىشد ، شكيبا بوديم ، و هر گاه با ما بدى مىشد ، مىبخشيديم . پس مىگويند : در بهشت درآئيد كه چه نيكو مزدى است براى كارگران . سپس منادى اى فرياد مىكند : اهل شكيبايى بپاخيزند . پس گروهى از مردم به پا مىخيزند و بانان گفته مىشود : بىحساب رهسپار بهشت گرديد . آنگاه فرشتگان بايشان برمىخورند و مىگويند : شكيبايى شما چه بوده است ؟ مىگويند : خود را بر اطاعت خدا واداشتيم ، و از نافرمانى خدا شكيبايى كرديم . پس بانان مىگويند : داخل بهشت گرديد كه چه نيكو مزدى است براى كارگران . سپس ندا مىكند و مىگويد : همسايگان خدا برخيزند . پس كسانى از مردم بپامىخيزند و آنان كمترند : و بانان گفته مىشود : شما بچه وسيله در سراى خدا همسايه او شديد ؟ مىگويند : ما در راه خدا با هم مىنشستيم ، و در راه خدا با هم سخن مىگفتيم ، و در راه خدا بديدن يك ديگر مىرفتيم . پس مىگويند : داخل بهشت گرديد كه چه نيكو مزدى است براى كارگران » . و گفت : بئس القوم قوم ختلوا الدنيا بالدين ، و بئس القوم قوم عملوا باعمال يطلبون بها الدنيا ، « چه بد مردمى هستند ، مردمى كه دنيا را بوسيله دين شكار

--> [ 1 ] ن ، ينادى مناد . [ 2 ] ن ، بما ذا .