اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

240

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

پسران پدرش را در بند كند و آنان را نزد وى فرستد ، قتيبه از رى رهسپار شد تا به مرو آمد و مفضل بن مهلب و ديگر فرزندان مهلب را دستگير كرد و آنان را نزد حجاج فرستاد . حجاج حبسشان كرد و شش ميليون از آنان مطالبه نمود . قتيبه رهسپار بخارا شد و آن را فتح كرد و چندين شهر آن را گشود و سپس بازگشت و ورقاء بن نصر باهلى را در آن جانشين گذاشت و او را فرمود تا مال صلح را دريافت كند . و نيزك پادشاه ترك به قتيبه ملحق شده [ بود ] و پيوسته همراه وى در جنگهايش حضور داشت و چون قتيبه بازگشت ، طرخون پادشاه سغد ، و گيل ابو شوكر بخاراخذاه ، و كرمعانون نوفسى با تركان جنبش كردند و قتيبه خوش نداشت با ايشان نبرد كند و حيان نبطى را فرستاد كه با آنان صلح كرد ، سپس به طالقان رفت و آنجا هم باذام نافرمان شده و بر شهر مسلط گشته بود و پسر باذام [ 2 ] همراه قتيبه بود ، پس چون خبر يافت كه باذام متحصن شده و نافرمان گشته و مرتد شده است ، پسرش را گرفت و او را با جمعى از همراهانش كشت و بدار زد ، سپس با باذام روبرو شد و چند روز با او نبرد كرد و سپس بر او ظفر يافت و خود و فرزندان و زنش را كشت و برادر خود عمرو بن مسلم را بر شهر گماشت . چون قتيبه بخارا و طالقان را فتح كرد ، نيزك طرخون از وى اذن خواست تا به سرزمين خويش بازگردد و نيزك اسلام آورده و عبد الله ناميده شده بود ، قتيبه او را اذن داد تا به طخارستان بازگشت پس نافرمان شد و با عجمها مكاتبه كرد و لشكرها فراهم ساخت ، قتيبه جنگ با وى را آماده شد و سليم ناصح [ 3 ] را كه دوست وى بود نزد او فرستاد و پيوسته با او خدعه مىكرد و از طرف قتيبه هر چه خواستار مىشد ، به او مىبخشيد تا به شرط امان نزد قتيبه آمد و چند روزى نزد وى بماند ،

--> [ 1 ] ر . ك . فتوح البلدان ص 410 . [ 2 ] طبرى ، باذام . كامل ، باذان .