اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
226
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
78 بود [ 1 ] . پس از كشته شدن شبيب ، ابو زياد مرادى در جوخى خروج كرد و حجاج ، جراح بن عبد الله حكمى را بر سر او فرستاد و در فلوجه با وى روبرو شد و او را كشت . آنگاه پس از كشته شدن ابو زياد ، مردى از عبد القيس بنام ابو معبد در ناحيه بحرين خروج كرد و حجاج ، حكم [ بن ] ايوب بن حكم ثقفى را كه آن روز عامل بصره بود بسوى او گسيل داشت تا او را كشت . حجاج در جنگ با ازارقه اصرار ورزيد و سخت آن را دير شمرد ، پس مهلب در نبرد با ايشان فراوان كوشش كرد و پيوسته آنان را از منزلى بمنزلى هزيمت مىداد تا آنان را به سيستان رسانيد و عطية بن اسود حنفى را كه از رؤساى خوارج بود كشت ، سپس در تعقيب ايشان اصرار ورزيد تا به كرمان رسيدند و در كرمان در اثر آنكه بر دروغى از قطرى اطلاع يافتند ، ميان خودشان اختلاف پديد آمد و به قطرى گفتند : توبه كن . و او خوش نداشت كه خويش را بتوبه ملزم شناسد ، پس او را خلع كردند و در سپاهش دو مرد بودند : عبد ربه بزرگ و عبد ربه كوچك ، و چون از پذيرفتن پيشنهاد توبه امتناع كرد تا راهى بخلع او پيدا نكنند ، هر يك از آن دو نفر با لشكرى كناره گرفته با قطرى مخالفت ورزيدند . مهلب آهنگ عبد ربه كوچك كرد تا او را كشت و قطرى با بيست و دو هزار از ياران خود بيرون رفت تا به طبرستان رسيدند و مهلب آهنگ عبد ربه بزرگ كرد و جمع او را پراكنده ساخت . چون قطرى به طبرستان رسيد نزد اسپهبد فرستاد و از او خواستار شد كه وى را به سرزمين خود در آورد و او با سماجت چنان كرد ، پس چون زخمهاشان بهبود يافت و چارپايانشان فربه شدند ، قطرى نزد وى فرستاد و به او پيشنهاد
--> [ 1 ] ر . ك . تاريخ طبرى ج 5 ص 104 .