اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
205
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
به حج مىرفتند ابن زبير آنان را به بيعت ميگرفت و عبد الملك كه چنان ديد ايشان را از رفتن به مكه منع كرد ، پس مردم بفرياد آمدند و گفتند : ما را از حج خانه حرام خدا كه بر ما واجبى است خدايى ، بازمىدارى ؟ بانان گفت : اين پسر شهاب زهرى است كه براى شما نقل حديث مىكند كه پيامبر خدا گفته است : لا تشد الرحال الا الى ثلاثة مساجد : المسجد الحرام و مسجدى و مسجد بيت المقدس ، « بار سفر بسته نمىشود مگر به مسجد : مسجد الحرام و مسجد من و مسجد بيت المقدس . [ و آن ] براى شما بجاى مسجد الحرام است ، و اين سنگى [ كه ] بر حسب روايت ، پيامبر خدا چون خواست به آسمان بالا رود ، پاى خويش بر آن نهاد ، براى شما بجاى كعبه است . پس بر آن صخره قبه اى بنا نهاد و پرده هاى ديبا بر آن آويخت و خدمتگزارانى بر آن گماشت و مردم را گرفت تا چنان كه پيرامون كعبه طواف مىكنند پيرامون آن طواف كنند ، و در دوران بنى اميه اين رسم برقرار بود . عبد الله بن زبير با بنى هاشم سخت بناى تعدى گذاشت و دشمنى و كينه ورزى با ايشان را آشكار ساخت ، تا آنجا كه [ 1 ] درود بر محمد را در خطبه اش ترك كرد و چون به او گفته شد : چرا درود بر پيامبر را ترك كردى ؟ گفت : او را خاندان بدى است كه هر گاه ذكر او بميان آيد گردن كشند ، و هر گاه نامش را بشنوند سرهاى خود را برافرازند . ابن زبير محمد بن حنفيه و عبد الله بن عباس و بيست و چهار مرد از بنى هاشم را گرفت كه با او بيعت كنند و چون زير بار نرفتند ، آنان را در حجره زمزم حبس كرد و بخدايى كه جز او خدايى نيست قسم خورد كه بايد بيعت كنند و گر نه البته ايشان را آتش مىزند . پس محمد بن حنفيه به مختار بن [ ابى ] عبيد نوشت :
--> [ 1 ] مروج الذهب ج 3 ص 88 ، چهل روز .