اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

13

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

نيرومندانى كه همراه داشت ، رهسپار گرديد و مثنى بن حارثه شيبانى را با بقيه لشكريان در عراق بجاى گذاشت ، خالد رهسپار شام گرديد و چون به « عين التمر » رسيد بدسته اى از سپاهيان خسرو كه فرماندهشان عقبة بن ابى هلال نمرى بود برخورد و آنان در ابتدا در مقابل خالد سنگر گرفتند و سپس حكم او را گردن نهادند . خالد نمرى را گردن زد و سپس رهسپار شد تا بگروهى از بنى تغلب زير فرمان هذيل بن عمران برخورد و او را پيش داشت و گردن زد و از آنان بردگانى بسيار گرفت و به مدينه فرستاد و به كنشت يهوديان فرستاد و از ايشان بيست پسر اسير گرفت [ 1 ] آنگاه به « انبار » رفت و راهنمايى گرفت كه راه بيابان را به دو نشان دهد . پس گزارش به تدمر افتاد و مردم آنجا متحصن شدند و چون آنان را محاصره كرد ، دروازه ها را بر وى او گشودند و با ايشان صلح كرد و سپس رهسپار حوران گرديد و با آنان نبردى سخت كرد . گفته‌اند كه خالد هشت روز در بيابان و بيراهه راه پيمود تا بانان رسيد . پس بصرى و فحل [ 2 ] و اجنادين فلسطين را گشودند و ميان ايشان و روميان در اجنادين نبردهاى سختى روى داد كه در همه اش خداى روميان را شكست مىداد و پيروزى نهايى با مسلمين بود . بعضى از ايشان روايت كرده‌اند كه خالد بن وليد به غوطه دمشق رفت و از آنجا با پرچم سفيدى كه داشت و نامش « عقاب » بود بر پشته اى برآمد كه بدان جهت « ثنية العقاب » ناميده شد و به حوران رفت و آهنگ شهر بصرى نمود و با آنان نبرد كرد . پس از او خواستار صلح شدند و با ايشان سازش نمود و سپس رهسپار اجنادين گشت و آنجا گروهى از روميان بودند ، پس با ايشان جنگ

--> [ 1 ] از ايشان بود ، ابو زياد مولى ثقيف ، نصير پدر موسى بن نصير ، ابو عمرة جد عبد الله بن عبد الاعلى شاعر ، سيرين پدر محمد بن سيرين ، حريث ، علاثه ، حمران غلام عثمان ، عمير ، ابو قيس و پسر خواهر نمر ( تاريخ طبرى ج 2 ص 577 ) . [ 2 ] در ن افتاده است .