اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

166

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

از مقررى زكات گرفت و خود روى تخت نشست و مردم زير دست او ، و ديوان خاتم ( اداره مهردارى ) را تاسيس كرد و دست بساختمان زد و ساختمان را گچ كارى كرد ( برافراشت ) و مردم را در ساختنش بىمزد به كار گماشت ، و هيچكس پيش از او چنين نكرده بود ، و مالهاى مردم را مصادره كرد و آنها را براى خويش گرفت [ 1 ] و سعيد بن مسيب مىگفت : خدا معاويه را چنين و چنان كند چه او نخستين كس است كه اين امر را به صورت پادشاهى بازگرداند . و معاويه مىگفت : منم نخستين پادشاه . و روزى عبد الله بن عمر نزد وى رفت ، پس گفت : اى ابو عبد الله ، كاخ ما را چگونه مىبينى ؟ گفت : اگر از مال خدا باشد از خيانتكاران ، و اگر از مال خودت باشد ، از اسرافكاران هستى . و عدى حاتم بر او در آمد ، پس به او گفت : اى ابو طريف ، دوران ما چگونه است ؟ گفت : اگر با شما راست بگوييم ، از شما بيم داريم و اگر با شما دروغ گوئيم ، از خدا مىترسيم . گفت : تو را سوگند مىدهم . گفت : داد اين زمان شما ، بيداد زمانى است كه گذشت ، و بيداد اين زمان شما ، داد زمانى است كه خواهد آمد . در دوران معاويه خراج عراق و مضافات آن در كشور ايران بر ششصد و پنجاه و پنج ميليون درهم قرار گرفت ، خراج سواد صد و بيست ميليون درهم بود ، و خراج فارس هفتاد ميليون ، و خراج اهواز و مضافات آن چهل ميليون ، و خراج يمامه و بحرين پانزده ميليون درهم ، و خراج شهرستانهاى دجله ده ميليون درهم ، و خراج نهاوند و ماه كوفه كه دينور باشد و ماه بصره كه همدان است و مضافات آن از اراضى عراق عجم ، چهل ميليون درهم ، و خراج رى و مضافات آن سى ميليون درهم ، و خراج حلوان بيست ميليون درهم ، و خراج موصل و متعلقات آن چهل و پنج درهم ، و خراج آذربايجان سى ميليون درهم ، و اين پس از

--> [ 1 ] ر . ك . تاريخ الخلفاى سيوطى ، ص 200 .