اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
159
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
* ( فاقصص القصص ) * [ 1 ] ، « پس داستان را بخوان . » گفت : پس من پند دهندهام . گفت دروغ گفتى : پند دهنده محمد است ، خداى عز و جل گفته است : * ( فذكر انما انت مذكر ) * [ 2 ] ، « پند مىده كه تو فقط پند دهنده اى . » گفت : پس من چه كارهام ؟ گفت : مردى پرمدعا . ( امام ) حسن را هشت فرزند ذكور بود بدين ترتيب : حسن بن حسن ، مادرش خوله فزارى دختر منظور ، و زيد بن حسن ، مادرش ام بشير دختر ابو مسعود انصارى خزرجى ، و عمرو قاسم و ابو بكر و عبد الرحمان از چند كنيز و طلحه و عبيد الله [ 3 ] . چون ( امام ) حسن وفات كرد و خبر آن به شيعه رسيد ، در كوفه در خانه سليمان بن صرد فراهم شدند و پسران جعدة بن هبيره هم در ميان ايشان بودند ، پس در مقام عرض تسليت به حسين بن على در مصيبت ( امام ) حسن چنين نوشتند : بنام خداى بخشاينده مهربان ، براى حسين بن على از پيروانش و پيروان پدرش امير مؤمنان ، سلام بر تو باد ، همانا ما خدايى را كه جز او خدايى نيست بسوى تو ستايش مىكنيم ، و سپس ، وفات حسن بن على بما رسيد ( پس سلام بر او باد ) [ 4 ] روزى كه تولد يافت و روزى كه مىميرد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود ، [ 5 ] خدا گناهش را بيامرزد و نيكيهاى او را قبول كند و او را به پيامبرش ملحق سازد و اجر تو را در مصيبتش چند برابر كند و پس از او مصيبت را بوجود تو جبران كند ، پس او را باعث اجر نزد خدا مىشماريم و ما براى خدائيم و بسوى او بازمىگرديم [ 6 ] چه بسيار بزرگ است مصيبت اين امت عموما و مصيبت تو و اين شيعيان خصوصا در مردن پسر وصى ( پيامبر ) و پسر دختر پيامبر ، نشان هدايت و نور سرزمينها كه بپاداشتن دين و بازآوردن روشهاى شايستگان از او اميد مىرفت پس خداى تو را رحمت كند ، بر مصيبتت شكيبا باش ، كه اين از كارهاى خواسته شده است [ 7 ] همانا تو جانشين پيشينيان خودى و خدا راهشناسى خود را به كسى مىدهد كه او را
--> [ 1 ] س 3 ى 176 . [ 2 ] س 88 ى 21 . [ 3 ] و هفت دختر . [ 4 ] در نسخه هاى يعقوبى ندارد . [ 5 ] اشاره به آيه 15 س 19 . [ 6 ] س 2 ى 156 . [ 7 ] س 31 ى 17 .