اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
149
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
مغيره از نزد معاويه به كوفه بازآمد و در اين هنگام شبيب بن بجره اشجعى خروج كرده بود ، پس چون دانست [ كه ] مغيره [ وارد شده ] نزد معاويه گريخت و گفت : منم كشنده على بن ابى طالب . و شبيب بن بجره در شبى كه ابن ملجم على را ضربت زد ، همراه او بود ، پس معاويه به او گفت : تو را نبينم و مرا نبينى . پس به كوفه بازگشت و با مغيره نبرد كرد ، پس لشكرى را بر سر او فرستاد و او را كشت . و مستورد بن علفه [ 1 ] تيمى از تيم الرباب در سال 43 خروج كرد ، پس مغيره سوارانى بسوى او گسيل داشت و در پايين ساباط كشته شد و همراهانش نيز همگى كشته شدند . پس از او ابو المستورد معاذ بن جوين طائى خروج كرد پس مغيره سوارانى بفرماندهى مردى از همدان بر سر او فرستاد و او را كشتند . و دسته اى از موالى ( عجمها ) زير فرمان ابو على كوفى مولاى بنى حارث ابن كعب خروج كردند و اينان نخستين دسته اى از خوارج بودند كه موالى در آن خروج كرده بودند ، پس مغيره مردى از بجيله را بر سر ايشان فرستاد و در بادوريا [ 2 ] با هم روبرو شدند ، پس بجلى آنان را فرياد زد كه اى گروه عجمها ، اين عرب است كه بنام دين با ما نبرد مىكند ، شما را چه مىشود ؟ پس بر او فرياد زدند كه اى جابر ، انا سمعنا قرآنا عجبا يهدى الى الرشد فآمنا و لن نشرك بربنا احدا [ 3 ] ، « همانا ما قرآنى شگفت را شنيديم كه بسوى راستروى رهبرى مىكند پس ايمان آورديم و هرگز كسى را با پروردگار خويش انباز نگيريم . » و خدا پيامبر ما را براى همه مردم برانگيخته و او را از هيچكس دريغ نداشته است . پس با آنان نبرد كرد تا ايشان را كشت .
--> [ 1 ] كامل التواريخ ج 3 ص 210 ، بضم عين و تشديد لام مكسور و فتح فاء . [ 2 ] دهستانى از شهرستان استان در طرف باخترى بغداد كه امروز از شهرستان نهر عيسى شمرده مىشود ( مراصد ) . [ 3 ] س 72 ى 1 - 2 .