اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

123

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

عددا و الأعظمون خطرا ، هجم بهم العلم حتى [ 1 ] حقائق الامور و باشروا روح اليقين فاستلانوا ما استوعر [ 2 ] المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون ، صحبوا الدنيا بابدان ارواحها معلقة بالمحل الاعلى . يا كميل اولئك اولياء الله من خلقه و الدعاة الى دينه بهم يحفظ الله حججه حتى يودعوها امثالهم و يزرعوها فى قلوب اشباههم ، هاه شوقا الى رؤيتهم . « اى كميل همانا اين دلها ظرفهايى است و بهترين آنها فراگيرنده ترين آنها است ، آنچه را به تو مىگويم از من نگهدار ، مردم سه دسته‌اند : دانشمندى خدايى ، و دانشجويى بر راه رستگارى . و مگسهايى ( نابخردانى ) فرومايه ، پيروان هر آواز - دهنده ، بنور دانش روشن نگشته و به پايه اى استوار پناه نبرده‌اند . اى كميل دانش از مال بهتر است ، دانش تو را نگه مىدارد و تو مال را نگه مىدارى و دانش فرمانروا است و مال فرمانبر ، مالاندوزان مرده‌اند در حالى كه زنده‌اند ، و دانشمندان تا روزگار باقى است پايدارند ، خودهاشان از دست رفته و صورتهاى آنان در دلها جايگزين است ، هان ، در اينجا - و اشاره به سينه اش كرد - دانشى فراوان است ، اگر براى آن پذيرندگانى مىيافتم ، خدايا مگر آنكه دست يابم بر خوشفهمى هوشمند [ 3 ] كه ابزار دين را در جستن دنيا به كار مىبرد و بحجتهاى خدا بر دوستانش و بنعمتهاى او بر بندگانش پيروزى و برترى جويد ، يا كسى را كه براى اهل حق رام است و ليكن در زنده كردن حق بصيرت ندارد [ 4 ] ، با اولين شبهه اى كه روى دهد شك در دلش پديد آيد . بدان كه نه اين و نه آن ، يا حريصى بر خوشگذرانى ، رام براى شهوت ، يا شيفته اى به فراهم كردن و اندوختن ، به هيچ وجه اينان از نگهبانان دين نيستند ، و مانندتر باينان چهارپايان چرنده است ، خدايا ، نه ، زمين از قيامكننده اى به حق ، [ يا ] آشكار و مشهور و يا بيمناك و پنهان ، تهى نمىماند ، تا حجتهاى خداى

--> [ 1 ] نهج ، على حقيقة البصيرة . [ 2 ] نهج البلاغه ، ما استوعره . [ 3 ] نهج ، كه محل اطمينان نيست . [ 4 ] نهج ، ليكن در اطراف و جوانبش بينايى ندارد .