اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

121

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

نيكى كند و از آنچه انجام دادى براستى مرا آگاه ساز و السلام . » گفت : و ابو مريم قرشى مكى كه دوست على بود بر او در آمد ، پس چون او را ديد گفت : ما اقدمك يا ابا مريم ؟ « بچه منظور آمده اى ابا مريم ؟ » گفت به خدا سوگند براى حاجتى نيامده‌ام ليكن ديرى است كه تو را نديده‌ام و خواستم تو را ببينم و اگر مردم زمين بر تو فراهم شده بودند ، آنان را به راه مىداشتى [ 1 ] . پس گفت : يا ابا مريم و الله انى لصاحبك الذى تعلم و لكن منيت بشرار خلق الله الا من رحم الله يدعوننى فابى عليهم ثم اجيبهم فيتفرقون عنى و الدنيا محنة الصالحين جعلنا الله و اياك منهم و لو لا ما سمعت من حبيبى انه يقول لضاق ذرعى غير هذا الضيق ، سمعته يقول : الجهد و البلاء اسرع الى من احب الله و احبنى من السيل الى مجاريه ، « اى ابو مريم به خدا سوگند من همان امام توام كه مىدانى ليكن گرفتار بدترين خلق شده‌ام جز آنكه خدا رحم كند ، مرا مىخوانند پس ايشان را رد مىكنم سپس بديشان پاسخ مىدهم پس از من پراكنده مىگردند ، و دنيا گرفتارى و آزمايش شايستگان است خدا ما و تو را از آنان قرار دهد و اگر نه بود آنچه خود از دوست [ 2 ] خود شنيدم كه مىگفت : بيش از اين بتنگ آمده بودم ، از او شنيدم كه مىگفت : سختى و گرفتارى بسوى كسى كه خدا و مرا دوست بدارد ، شتابنده تر است از سيل بمجراهاى خود » . و ابو الأسود دئلى كه در بصره جانشين عبد الله بن عباس بود به على نوشت و به او خبر داد كه عبد الله از بيت المال ده هزار درهم برگرفته است . پس به او نوشت و او را فرمود تا آن را بازگرداند و او زير بار نرفت ، پس در نامه ديگرى او را به خدا سوگند داد كه آن را البته بازگرداند و چون عبد الله بن عباس تمام يا بيشتر آن را بازگردانيد على به او نوشت : [ 3 ] اما بعد فان المرء يسره درك ما لم يكن

--> [ 1 ] ل ، هر آينه به راه مىبوديد . [ 2 ] يعنى رسول اكرم ص . [ 3 ] ر . ك . نهج البلاغه ، ر 22 .