اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
117
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
پس هر كه را دريافتى او را بازدار و هر كس از دست تو رفت بر او افسوس مخور . دورى باد مر ايشان را پس به زودى بگمراهى و هلاكت رسند ، هان اگر گورها برانگيخته شده و دشمنان فراهم آيند ، البته - براى ايشان از خدا آنچه را گمان نمىبردند پديد آيد - فرستاده ات باذن خواستن نزد من آمد ، پس بيا خدا ما و تو را ببخشد و اگر خدا بخواهد نقصى در كار مگذار » . على به عمر بن مسلمه [ 1 ] ارحبى نوشت : اما بعد فان دهاقين عملك شكوا غلظتك و نظرت فى امرهم فما رأيت خيرا فلتكن منزلتك بين منزلتين جلباب لين به طرف من الشدة فى غير ظلم و لا نقص فان هم اجبونا [ 2 ] صاغرين فخذ مالك عندهم و هم صاغرون [ 3 ] و لا تتخذ من دون الله وليا فقد قال الله عز و جل : * ( لا تتخذوا بطانة من دونكم لا يالونكم خبالا ) * [ 4 ] و قال جل و عز فى اهل الكتاب : * ( لا تتخذوا اليهود و النصارى اولياء ) * [ 5 ] و قال تبارك و تعالى : * ( و من يتولهم منكم فانه منهم ) * . [ 6 ] و قرعهم بخراجهم و قاتل من [ 7 ] ورائهم و اياك و دمائهم و السلام ، « همانا دهقانان حوزه ماموريتت از درشتخويى تو شكايت كردند و در كار ايشان نگريستم و خيرى نديدم پس بايد رفتارت ميان دو رفتار باشد : جامه اى از نرمخويى با دامنى از سختگيرى بدون ستم و كمى ، پس اگر آنان سرافكنده بما باج دادند پس آنچه از نزد ايشان دارى بگير و آنان سرافكنده باشند و جز خدا دوستى مگير چه خداى عز و جل گفته است : رازداران و همدستانى جز از خويشتن نگيريد كه در آشفته ساختن شما كوتاهى نمىكنند . و خداى جل و عز درباره اهل كتاب گفته : يهود و ترسايان را دوستان خود نگيريد . و نيز گفته است : و هر كس از شما آنان را دوست بدارد پس خود از آنان است . و خراج را بر ايشان سخت بگير و با كسانى كه آن سوى ايشانند نبرد كن و از خون ايشان
--> [ 1 ] ن ، ابى سلمه . [ 2 ] ل . احيونا . [ 3 ] اشاره به آيه 29 س 9 . [ 4 ] س 3 ى 118 . [ 5 ] س 5 ى 51 . [ 6 ] س 5 ى 51 . [ 7 ] ل ، قابل فى