اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

58

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

اكنون كه خدايت بر او دست داده است او را بكش . داود گفت اين كار را نخواهم كرد . [ 1 ] شمويل نبى وفات كرد ، پس بنى اسرائيل فراهم شدند و مرگش را بزرگ شمردند و سى روز بر او نوحه گرى داشتند [ 2 ] . آنگاه شاؤل بجنگ ستاره پرستان بيرون رفت و آتش جنگ در ميان آنها شعله ور گشت ، بنى اسرائيل را در هم شكستند و بسيارى از آنها كشته شدند و داود بن ايشا در اين وقت با قوم خود از فرزندان يهوذا بجنگ با عمالقه گرفتار بود ، پس چون همه بنى اسرائيل شاؤل و فرزندانش را رها كرده گريختند ، خود و فرزندانش مردانه ميجنگيدند ، سپس شاؤل به سلاحدار خود گفت شمشيرت را بگير و مرا بكش مبادا اين نامختونان مرا بكشند و بازيچه خود سازند . سلاحدارش چنين نكرد و شاؤل شمشير خود را راست كرد و خود را بر آن انداخت و مرد ، و سه پسرش در جنگ كشته شدند . پادشاهى شاؤل چهل سال بود [ 3 ] . داود ( ع ) [ 4 ] چون شاؤل كه طالوت باشد درگذشت داود از جنگ با عمالقه به » سقلاغ « [ 5 ] برگشت و دو روز آنجا ماند سپس از مرگ شاؤل آگاه شد و از آن غمين گشت و بيتابى كرد آنگاه داود پادشاه بنى يهوذا شد . داود را چندين زن بود كه از او فرزندانى آورده بودند ، از همه فرزندانش بزرگتر » امنون « بود كه مادرش » شيتموم « است دوم » دالويا « پسر » اريخايل « ، سوم » اباشلوم بن موخا « چهارم » ارنيا « پسر » دحات « ، » پنجم سفاطيا - ابن ابيطال « ، ششم » ناتان بن اغلا « ، [ 6 ] اين شش پسر از شش مادر بودند و » ميخل « دختر

--> [ 1 ] اول سموئيل ب 24 ى 3 - 22 . [ 2 ] اول سموئيل ب 25 ى 1 . [ 3 ] اول سموئيل ب 31 ى 1 - 13 . [ 4 ] قصص حضرت داود ع در سوره هاى بقره 249 - 251 انبياء 78 - 80 ص 17 - 33 و نام آن حضرت نيز در سوره هاى نساء 163 مائده 78 انعام 84 اسراء 55 نمل 15 - 16 سبا 10 - 13 ذكر شده است . ل : ص 53 . [ 5 ] دوم سموئيل ب 1 ى 1 : صقلغ . [ 6 ] اول امنون ، 2 سموئيل ب 13 . مادرش اخينوعم ، اول تواريخ ب 3 ى 2 . دوم دانيال پسر ابيجايل كرمليه ، اول تواريخ ب 3 ى 2 . سوم ابشالوم پسر معكه ، چهارم ادونياه پسر حجيث ، پنجم شفطيا پسر ابيطال ، ششم يترعام پسر عجله ، دوم سموئيل ب 3 ى 3 - 5 .