اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
51
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
سپس موسى به آنها گفت وصيتهاى خدا را بشما رسانيدم و فرمان او را بشما شناساندم ، پس آن را پيروى كنيد و به كار بنديد كه اكنون من صد و بيست سالهام و مرگم نزديك است ، بعد از من يوشع بن نون ، بزرگ و سرپرست شما است . سخنش را بشنويد و فرمانش را ببريد چه او در ميان شما به حق داورى مىكند . ملعون باد كسى كه مخالفتش كند و فرمانش را نبرد . از مرگ هارون تا روزى كه وفات موسى رسيد هفت ماه بود . پس موسى بكوه نابون [ 1 ] بالا رفت و به شام نظر كرد و خدا به او گفت اين همان زمينى است كه براى ابراهيم و اسحاق و يعقوب در عهده گرفتم آن را بجانشينانشان دهم ، آن را به تو نماياندم كه با چشم خود ديدى ليكن تو هرگز داخل آن نمىشوى . موسى در همان جا مرد و يوشع بن نون بخاكش سپرد و دانسته نشد قبرش كجا است [ 2 ] . پيمبران بنى اسرائيل و پادشاهانشان پس از موسى [ 3 ] چون مرگ موسى ع فرارسيد خدايش فرمود يوشع بن نون را - و يوشع بن نون از سبط يوسف بن يعقوب بود - بخيمه اجتماع » قبة الزمان « در آورد [ 4 ] و او را مقدس گرداند و دست خود بر بدنش نهد تا بركت موسى در او رود و يوشع را فرمايد كه پس از او در بنى اسرائيل بپاخيزد . موسى چنين كرد و چون وفات نمود يوشع در ميان بنى اسرائيل جاى او را گرفت و يك روز و بقول بعضى از اهل كتاب سى روز پس از مرگ موسى از » تيه « بيرون آمد و رهسپار شام گرديد كه جباران از فرزندان عمليق بن لاود بن سام بن نوح در آن بودند ، اول پادشاه
--> [ 1 ] سفر تثنيه ب 34 ى 1 : و موسى از عربات موآب بكوه » نبو « بر قله فسجه كه در مقابل اريحا است برآمد و خداوند تمامى زمين را از جلعاد تا » دان « به او نشان داد . [ 2 ] سفر 5 ب 34 ى 1 - 6 . [ 3 ] ل : ص 46 . [ 4 ] سفر تثنيه ب 31 ى 14 : و خداوند به موسى گفت اينك ايام مردن تو نزديك است يوشع را طلب نما و در خيمه اجتماع حاضر شويد تا او را وصيت نمايم . پس موسى و يوشع در خيمه اجتماع حاضر شدند .